صورت مشروح مجلس لیله چهارشنبه ۲۷ حمل [فروردین] ۱۳۰۳ مطابق ۱۱ رمضان المبارک ۱۳۴۲
(مجلس سه ساعت و نیم از شب گذشته به ریاست آقای مؤتمن الملک تشکیل گردید)
(صورت جلسه لیله دوشنبه ۲۵ حمل را آقای آقا میرزا شهاب الدین قرائت نمودند)
رئیس – آقای دست غیب (اجازه)
دست غیب – راجع به دیرآمدگان، بنده را بی اجازه نوشتهاند. در صورتی که بنده اجازه خواسته بودم و فراموش کرده بودند بیاورند بعد آوردند.
رئیس – بسیار خوب اصلاح میشود. دیگر آقایان ایرادی ندارند؟
(گفته شد خیر)
رئیس – دستور امشب چنانکه گفته شد اولاً مذاکره در پروگرام هیئت دولت است و بعد در موقع تنفس انتخاب کمیسیونها. بالفعل مذاکرات راجع به کلیات است. در کلیات اولاً آقای مدرس مخالفند.
مدرس – محض استحضار خاطر آقایان عرض میکنم که بنده و چند نفر رفقا ممتنع محسوبیم ممتنع مخالف نیست منتظر عمل است اگر دید عملیات موافق مقصد و آنچه مطلوب است واقع شد البته جزو موافقین خواهد شد و اگر دید عملیات هیئت دولت موافق آن مقصدی که دارد واقع نشد جزو مخالفین خواهد بود. فعلا پروگرامی دولت تقدیم مجلس شورای ملی نموده یک اشکالاتی بنظر میرسد در این پروگرام و فی الحقیقه تنقید نیست بواسطه اینکه پروگرام در حقیقت مشاوره ایست در آنچه منظور نظر است که در این دوره تقنینیه بجا آورده شود. شاید بعضی مواد مطالب بنظر هیئت دولت رسیده باشد که بعضی آنها را ناقض یا زائد بدانند تا عقیده شان بر تغییر باشد. این است که مذاکره در پروگرام را آقایان حمل بر تنقید نکنند؛ غرض من این است که این پروگرام هیچ شباهت با پروگرام هائی که دورههای دیگر دولتها تقدیم مجلس میکردند ندارد. معنی پروگرام این است که یک احتیاجات مملکتی را دولت بنظر میآورد و یک مقدمه که دلالت داشته بر احتیاج و راه عملی آنها را در مقدمه ذکر میفرمایند و بعد موادی در آنجا ذکر میکند. پروگرامهائی که در دورههای سابق از طرف دولتها تقدیم مجلس میشد غالباً این قسم بود. آن وقت من شخص که خارج بودم (و البته دولت اطلاعاتش از احتیاجات مملکتی بهتر از ما است که خارجیم) در آن مقدمه نظر میکردم و من هم آن نظر دولت را میفهمیدم. ولی چند ماده نوشتهاند که فلان کار و فلان چیز؛ بنده و شخص دیگر که اطلاع ندارد نمیتواند تصدیق کند و نمیتواند تکذیب کند. این پروگرامی که آقایان نوشتهاند دارای چند ماده است. همچو بنظر من میآید که خیلی مجال تنگ بوده است. عده آقایان شش هفت نفر بودند هر کدام قسمت کرده و یکی برای خودشان نوشتهاند. یکی متعلق به وزارت فوائد عامه است یکی وزارت عدلیه است کذا و کذا. همه اش را سر درآوردم یک چیزی نوشتهاند، اما توحید اوزان را نفهمیدم مناسبتش با پروگرام چه بود! مقصود هر کدام از اینها را شخص بخواهد بگوید صحیح است، دلیلی ندارد چون مقدمه ندارد و هر کدام را هم بخواهد نگوید صحیح نیست، باز دلیل ندارد. لهذا بنده عرض میکنم یک چیزهای را که خودم حس میکنم که محل احتیاج مملکت است بلکه فوری است و بلکه عملی است و هیچ در آن پروگرام عملی اسم برده نشده، حالا عرض میکنم، شاید آقایان نمایندگان هم تصدیق بکنند، شاید نکنند؛ یا آقایان وزراء تصدیق فرمایند یا نفرمایند. از جمله چیزهائی که محل احتیاج مملکت است که ابداً در این پروگرام اسمی ازش برده نشده است و حال آنکه مملکت ما تجارتشان توسعه بشود وضعیتشان توسعه شود بیشتر است و این است چیزهائی است که مملکت به آن محتاج است بلکه هر چه تصور میکنم چیزی مقدم بر آن ها نیست و دولت فکری صرف این کار نفرموده است و یک نظری اتخاذ نکرده است که در این پروگرام گنجانده باشد که ما متنبه و متذکر شده باشیم، اینکه عرض کردم، لوازم این معاهده تجارتی با روس است که در آن دوره هم مطرح بود و نشد و از این جهت یک قسمت بزرگ اقتصاد مملکت در بوته اجمال مانده است و ابداً در این پروگرام اشاره به آن نشده است که دولت نسبت به این موضوع چه نظری دارد و راجع به تجارت که سابقاً در حقیقت دو ثلث ایران انتفاعش از تجارت با خاک روسیه بوده نظری گرفته و آیا یک تدارکی دیدهاند و یک مقدماتی درست کردهاند یا خیر، ابداً در این پروگرام چیزی از آن ذکر نگردیده است و من گمان میکنم این از اهم امور است. و هکذا از این نمره چیزهائی که موجب ثبوت و تولید ثروت است و امثال ذلک که در نظر آقایان هست که در آن دوره بنا بود برای اجناس به اصطلاح لوکس و عالی بواسطه اقتصاد و ثروت مملکت یک ترتیبی داده شود مثل است عرض میکنم از این نمره چیزها ابداً در پروگرام دولت نیست. خوب است آقایان این را در مد نظر بیاورند یک ماده متعلق به این در پروگرام اضافه بفرمایند. این پیشنهادی است که بنده عرض میکنم، آقایان هم اگر قبول فرمودند بروند و این را اضافه کنند.
یک مسئله این است (چون اسم این پروگرام عملی است) مثلا متعلق به عدلیه، یک عبارتی مرقوم فرمودهاند که تکمیل قوانین عدلیه و بسط تشکیلات آن در ولایات و امثال ذلک؛ گمان میکنم آنچه مملکت احتیاج دارد مقدم بر احتیاجات دیگر، قانون جزا است. اگر تأمل بفرمائید بدون قانون جزا هیچ اجتماعی به راحتی زندگی نمیکند. خوب شاید منظور نظرشان از شاید تشکیلات زیاد و قوانین تکمیل بشود، یکی هم این بوده است، و لکن بالخصوص این مسئله، مسئله بوده است که باید اگر نظر به اصلاح داشته باشند این را یک اهمیتی داده باشند، والا سه چهار پنج ماه است که این دولت روی کار است، فقط کسی که زیاد شده است آقای امیر اقتدار است؛ و این پروگرام که تنها مال آقای امیر اقتدار نیست، مال همه دولت است. این سه چهار پنج ماه، در عدلیه خیلی سعی کردیم که بفهمیم چه کردند؛ دیدیم بجز تشکیل کمیسیونهای تفتیش و کمیسیون لباس، کمیسیون ارباب جمشید و چند کمیسیون دیگر، کاری نکردند. این سه چهار پنج ماه اینطور بوده است، امیدواریم بعد از این، نسبت به این وزارت خانه یک ترتیبی که اساسش را اصلاح کند بدهند و به عقیده ما قانون جزا است، مملکت قانون جزا میخواهد، عدلیه و محاکمات بدون قانون جزا اثری برایش مترتب نمیشود. گمان من اینست که اگر توجه بفرمائید این مسئله اهمیت داشته باشد، اگر قبول بفرمائید این را باید در پروگرام قرار بدهند. و هکذا در مسائل دیگر از جمله مسائلی که اینجا اشاره به آن نشده است و حالا عرض میکنم، نسبت به قوانین پیشنهادی است. بلی قانون ممیزی را باید درست کرد و قانون استخدام معلمین را باید درست کرد، اما قانون استخدام کشوری را که ما در آن دوره نوشتیم و این قدر زحمات تولید شد و اشخاص زیاد به جهت نواقص این قانون به زحمت افتادند خیلی مقتضی بود که دولت در اینجا یک نظری بیند از دو این را جزء یک پروگرام قرار بدهد. همه شماها میدانید که از وقتی که این قانون گذشت چقدر صدمه به اشخاص وارد آمد. البته وقتی که قانون بدواً میگذرد تمام جهات منظور نظر مقنن نمیآید خیلی چیزها مخفی میماند خیلی عیبها مسئور میماند بعد در مواقع جریان و عمل عیبها ظاهر میگردد و دیدید که قانون استخدام کشوری چه عیبهائی از او بروز کرد و چه زحماتی برای مستخدمین بیچاره تولید کرد خیلی مناسب بود که دولت یک توجهی بفرمایند و بواسطه این اشکالاتی که در قانون استخدام کشوری بود اصلاح آن را در پروگرام خود بگنجاند از جمله چیزها که گمانم ای
دیدگاه شما