نامه سفیر کبیر ایران به امپراتور فرانسه در خصوص شرح ترقیات ایران در دوره ناصرالدین شاه قاجار

تاریخ تصویب: //
تاریخ انتشار: ۱۲۷۰/۰۶/۰۷
دسته:

هو الله

چون اعلى حضرت امپراطور به وزیر مختار دولت ایران مأمور پاریس، اجازه داد که شرحى در ترقیات و بهبودى هایى که بعد از جلوس اعلى حضرت ناصرالدین شاه بر تخت سلطنت در ایران به ظهور رسیده، به عرض ایشان برساند.

لهذا وزیر مختار در کمال شتاب یادداشت آتیه را به عرض حضور اعلى حضرت امپراطور مى رساند، و خوش بخت خواهد شد اگر این مختصر که در اهتمامات دولت ایران در ترقّى و انتظامات لازمه معروض مى شود مایه ازدیاد خیرخواهى اعلى حضرت امپراطور فرانسه شود که همیشه نسبت به ایران و پادشاه ایران ظاهر ساخته‌اند.

مدت ها بود که ایرانیان به محسنات ترقیاتى که مردم فرنگستان در علوم و صنایع و حرفت کرده اند، برخورده و منافعى را که از اختراعات جدیده از براى قوت اصلیّه دولت ها حاصل مى شود فهمیده بودند. ولى در اوایل این قرن به خیال این افتادند که از اروپا کسب اطلاع و تحصیل سرمشق نمایند. فتحعلى شاه مرحوم و پسر و ولیعهد او عباس میرزا که شاهزاده اى بود با فراست ممتاز و بالطبع مایل ترقى، و محمد شاه مبرور که پسر شاهزاده مزبور و در سلطنت خلف فتحعلى شاه بود. هر یک به قدر مقدور در ترتیب و انتظام قشون ایران و در احداث کارخانجات فرنگستان و در انتشار اطلاعات لازمه و خیالات ترقى در مملکت خود اهتمام کردند. و از براى حصول مقصود مکرر از دولت فرانسه و انگلیس معلمین نظامى و اطباء و اهل صنعت خواسته، و در حق چند نفرى که به جهت شغل هاى مزبوره از این دو مملکت آمدند، نهایت التفات و حسن سلوک را مرعى داشتند.

ظلم خواهد بود اگر بگوییم که این نوع روابط با دو اولین ملت اروپا اگر چه بارها مقطوع شد هیچ ثمرى نبخشید و نتیجه عملى و علمى حاصل نکرد. بلکه تربیت قشون ایران به واسطه صاحب منصبان انگلیس شد که به خدمت دولت ایران داخل شدند. و بعضى کارخانجات نیز خاصه کارخانه اسلحه سازى و باروت‌کوبى به توسط مردم اروپا یا شاگردان ایرانى آنها به راه افتاد. ولى سوانح و واقعات جندى که به میان آمد نگذاشت که این قبیل تحصیلات اروپایى قوت و امتدادى گرفته، از آنها نتایج محسوسه و استوار حاصل شود.

کبر سن فتحعلیشاه و مرگ ناگهانى پسرش عباس میرزا و سوء مزاج دائمى محمد شاه و جنگ‌هایى که با دولت روسیه واقع شد و مخالفتى که فیمابین ایران و انگلیس افتاد، و عدم قابلیت یا اهمال کارگزاران و فقدان خیالات و عقول ترقى طلب در این قبیل چیزها، چند سالى مملکت ایران را از پیش رفتن در راه ترقى مانع گردید، بلکه مى توان گفت که چون مبادرت به این گونه تحصیلات بدون نتیجه ماند و حاصلى نداد، دولت و ملت ایران به جاى اینکه در پى یافتن علت بى ثمر ماندن آن باشند و در تجدید نیت و اهتمام جد و جهد کنند، رفته رفته از جرأت و شوق افتاده، یکباره از آینده مایوس شدند.

با کمال جرات مى‌توان گفت که جلوس پادشاه عصر بر تخت سلطنت از براى ایران آغاز عهد نو و ابتداى نشو و نماى حقیقى شد. چیزى که از براى مستقبل ایران مایه امیدهاى خیر مى‌شود دو کار است که از نتایج و وقایع این سلطنت جدیده استنباط شده و مایه رجحان و امتیاز این عهد بر عهد سلطنت‌هاى سالفه مى‌گردد:

یکى اینکه اعلى حضرت پادشاه ایران خیال خود را متوجه حالت خارجه مملکت و داخله ولایات خود ساخته، و همت کامله به تجدید ترتیبات قشون و اداره امر مملکت و ترویج تجارت و صنایع و ترتیب ملت و بهبودى حالت محصولات و ملزومات رعیت خود پرداخته. و دیگر اینکه با وجود بعضى تردیدات که از براى هر دولتى که بخواهد تغییر حالت کرده به راه جدید بیفتد ناچار است و به اندى چیز هراسان مى شود اعلى حضرت ناصرالدین شاه تاکنون به فراست و ثبات عزمى مشغول کار بوده که در عهود سابقه غیر معروف بود. به مرتبه‌اى که مى توان گفت که اگرچه ترقیات ماموله به سرعتى که مقصود بود پیش نرفته، ولى یک قدم نیز رو به تنزل نگذاشته.

اعلى حضرت ناصر الدین شاه در سن هیجده سالگى بر جاى پدر خود محمد شاه در سنه ١٨٢٨ عیسوى متمکن شد. در وقت وفات پدر حاکم آذربایجان بود و در تبریز که دارالحکومه ولایت معتبر و مهم آذربایجان است تشریف داشت، اگرچه فى الحقیقه مانند بعضى از اسلافش مدعیان سلطنت که بایستى به رفع آنها بپردازد، نداشت، ولى سلطنت سابق از براى او میراث پرزحمتى گذاشته بود. اغتشاش تمام در اوضاع مالیات و اداره امر خزینه به انتها رسیده، رنجیدگى کافه مردم و در بعضى ولایات مانند خراسان و فارس و مازندران طغیان ظاهر. اعلى حضرت پادشاه از تبریز عزم رحیل کرد. در کمال تعجیل وارد تهران شد، و با شتاب تمام به اصلاح معایبى که از سوء تدبیر وزیر پدرش در اوضاع اداره امر مملکت حاصل شده بود پرداخت و بدون فوت فرصت، قشونى به سردارى یکى از اعمام خود سلطان مراد میرزا مامور خراسان نمود، که شاهزاده مزبور به دستیارى آن استعداد و قوت بلکه بیشتر به حسن تدبیر در اندک زمانى آن صفحات را نظم داده، مردم آن سامان را که بالطبع خشونت دارند و به واسطه اغتشاش سواره… سابق به هیجان آمده بودند آرام نمود.

قشون دیگرى به مازندران مامور شد تا فرقه بابیه را که خیالشان نیمى بر خلاف مذهب است و نیمى بر خلاف پولیتیک، و در آن نواحى مایه فتنه و آشوب شده بودند تنبیه نمایند و رئیس این فرقه شخصى بود که اسم خود را باب می‌گفت و خود را آخرین ائمه اثنى عشر از اولاد على علیهم السلام مى پنداشت، ولى به غیر از انهدام بنیان اسلام و بر هم زدن اوضاع سلطنت و دگرگون کردن حالت حالیه، مایه و مقصودى نداشت.

امر مازندران به اصلاح پیوست ولى مقارن آن حال زنجان که دارالحکومه خمسه است محل و مجمع بابى‌ها شده قرین فتنه و آشوب گردید. قشون پادشاهى پس از کوشش‌هاى بسیار غالب آمده آن فتنه را نیز برطرف نمودند. بعد از آن بر جمیع ولایات حکم شد که در کمال پادارى و دقت مراقب بوده فتنه این فرقه را در هر جا آشکار شود از میان بردارند.

اعلى حضرت پادشاهى از عودت این قبیل مخاطرات مطمئن شده به کار بردن طرح و خیالى که از بدو جلوس خود در باب ترقى و تغییر حالت در ضمیر ریخته بود پرداخت. و از آن زمان هر سالى از سلطنتش به یک کار بزرکى در باب اصلاحات جدیده و انتظامات و ایجاد منافع عامه مخصوص و معروف است.

اعلى حضرت ناصرالدین شاه هیچ وقت مانند سایر سلاطین مشرق زمین خود را به عیش و استراحت نداده و از قوت و اوضاع سلطنت غفلت نداشته است. در امورات مهمه پیوسته خود دقت کرده و حکم نموده است. و از قرار عادت سابقه مشرق زمین کفالت امورات را کلیّتاً به وزیر اعظم که اسمش میرزا تقى خان و بعد از آن میرزا آقاخان بود محوّل نمود. تجربه چندین ساله معایب این عادت را در ایران ظاهر ساخت. خاصه در زمانى که شاه در خیال تغییرات کلیه و ترقى مملکت خود بوده و به غیر از چند آلت کار که هوشیار و در اجراى مقصودش صادق باشند چیزى در کار نداشت، و از طرف دیگر هم اجتماع جمیع کارها در دست شخص واحد مانند وکیل پادشاه نه تنها مایه تعویق و تعطیل کار مى شد، بلکه عاقبت الامر چنانکه امثال این در ممالک آسیا بسیار واقع شده از براى مملکت و شخص پادشاه هم خطر داشت. بالجمله بواسطه بعضى واقعات که ذکر تفصیل آن در این مورد خالى از ضرورت خواهد بود، میرزا آقاخان از شغل صدارت عظمى معزول و مهجور گردید.

اعلى حضرت پادشاه از تحمل چنان بار گران که در مقابل داشت، اندیشه نکرده، عزم نمود که دگَر وزیر اول برقرار نکند، و جمیع کارها را به یک نفر نسپارد، بلکه تنظیمات امور کلیتا با خودش باشد، و کارها را در میان وزرا چند قسمت نموده، هر دایره را به وزیرى محول نماید. و در این باب چنین مصلحت دید که بر عادت دول فرگَستان رفتار کنند.

و امروز در ایران چند وزارت شمرده مى‌شود که اسامى آنها مطابق اسامى وزارت‌هاى ممالک اروپا از این قرار است: وزارت جنگَ، وزارت امور خارجه، و امور داخله و مالیات و تعلیمات عالیه و عدالت و تجارت و صناعت و اعمال عامه، و همچنین وزارت دربار و مهردارى.
رؤساى همه این دایره‌ها هفته‌اى دو روز مجتمع مى‌شوند و اعلى حضرت پادشاهى کمال مراقبت را در انتظام و درستى این مجلس مشورتى دارند، ولى خودش در مجلس مزبور حاضر نمى‌شود.

بر حسب حکم جدیدى که چند روز است به پاریس خبر رسیده است، اعلى حضرت پادشاهى مجلس دیگرى ترتیب داده‌اند که اجزاى آن مرکب است از اعاظم مملکت که خود پادشاه معین فرموده و این مجلس هر روز شش ساعت مستمراً منعقد مى‌شود. همه کس را اجازه دخول و عرض مطلب و تدبیر هست. و در جمیع کارهاى مملکتى در آنجا گفتگو مى‌شود، مگر در باب امورات مهمه پولتیکیه. هر گفتگویى که متعلق به امر تجارت یا صنایع یا احتساب و لوازم عامه شد، قائل آن هر کس باشد آن را طرح کرده گفتگو مى‌کنند و در همان مجلس مشورت قرار رد و قبول آن را به تصدیق و تکذیب کلیه اجزاى مجلس مزبور مى‌دهند. پس از آنکه اکثر اجزا گفتگو را پسندیده قابل تحقیق و تأمل یافتند، آن دقت به مجلس وزراء عرض مى کنند و ردّ و قبول با مجلس مزبور است. در صورت قبول مقدمه را به عرض پادشاه مى‌رسانند. از مضمون حکمى که به جهت انتقاد مجلس مزبور صادر شده است معلوم مى شود که اعلى حضرت ناصر الدین شاه با عزم جزم مى خواهد رعیت خود را در راه ترقى حرکت بدهد.

امنیت و آسایش املاک و اشخاص همیشه وجهه همت و اهتمام اعلى حضرت پادشاهى بوده خدمت قراسورانى را که مدتى در ایران ترک شده بود از نو برقرار فرمود، که عمل مزبور قسمتى از احتساب است و شغل آنها شب و روز حراست طرق و شوارع است و دستگیر کردن دزدان و راهزنان.

و به جهت امنیت پاى‌تخت و سایر شهرهاى مملکت اعلى حضرت پادشاهى حکم فرمود تا سربازخانه‌ها بنا کردند و هنوز هم مى‌سازند. و قراول‌خانه‌ها در معابر و محلات شهرها ساختند.

یک عادت قدیم که هنوز از اروپا نیز به کلى برنخاسته و مخالف ترقى و تغییرات و ضد قانون دولتى است: بعضى از علماى ریاست طلب، مساجد و خانه‌هاى خود را براى مقصرین پناه و مأمن قرار داده بودند. اعلى حضرت پادشاهى بست مسجد شاه تهران و خانه‌هاى مجتهدین را موقوف داشتند.

و از براى سهولت حرکت و ارسال و مرسول در عهد پادشاه عصر خدمت چاپارى به همه ولایات برقرار کردند. و در عرض راه‌هایى که از دارالخلافه به همه ولایات مى رود، منزل‌خانه‌ها در کمال انتظام ساختند. و از براى مسافرین منزل و اسب در جمیع منازل آماده و مهیاست.

کوچه‌هاى دارالخلافه و اکثرى از شهرهاى معتبر مملکت را فرش کرده، در نظافت آنها نهایت اهتمام را دارند. اولیاى دولت ایران از براى سهولت و پیشرفت امر تجارت به خیال آن افتاده اند که راهها را به طرزى بسازند که هم امن باشد و هم به سرعت طى شود. مدت یک سال است که مشغول این مقدمه مى‌باشند. حتى به خیال این نیز افتاده که به ولایاتى که کثیر المحصول‌ترند راه آهن ساخته شود. ولى احتمال مى رود که به واسطه بعضى مشکلات که در آغاز این کار پیش خواهد آمد، از قبیل عدم استطاعت خزینه و على العجاله فراهم نیامدن اوضاع شراکت و قومپانیا و همچنین مخارج خرید و حمل و نقل مصالح و ادوات لازمه باعث ترک این خیال گردد، که فى الحقیقه هنوز از براى ایران زود و بى‌هنگام است. ولى هیچ وقت از خیال ساختن راهها و تهیه اسباب سهولت حمل و نقل منصرف نشده‌اند تا محصولات از ولایات حاصلخیز به سهولت به اطراف حمل و نقل شود و حالت محصولات ترقى کرده، خیر و صلاح عامه حاصل گردد.

بناى تلغراف برقى در ایران یکى از کارهاى جدید است و تا حال میانه تهران و تبریز کشیده شده و حالا در خیال ساختن خطوط دیگرند.

از دارالخلافه به سایر شهرها در مملکت وسیع ایران اراضى و صحراهاى بسیار است و لم یزرع افتاده است. بعضى به واسطه بى‌آبى و صعوبت امر آبیارى و بعضى به واسطه عدم رعیت، در عهد محمد شاه خیال دولت متوجه این مقدمه شده بود. و کندن چاه و احداث قنوات را با چرخ و متّه تیز که در اروپا معمول است، امتحان کردند، ولى امتحانات مزبوره به واسطه بعضى موانع که ایراد آنها در این موقع ضرورتى ندارد به هیچ وجه ثمر نبخشید.

اولیاى دولت این عهد از یک طرف خیال دارند که مجدداً شروع به حفر چاه‌هاى مزبور نمایند و از طرف دیگر به وزیر مختار خود که مقیم فرانسه است، مأموریت داده‌اند که اگر ممکن است جمعى از ارباب زراعت نمسه و هولاند و بلجیک و سویس را که از آداب و ترقیات فلاحت حالیه باخبر باشند، دعوت و تطمیع کرده به سمت ایران روانه دارد، که در آنجا در زمینى که به آنها داده مى شود ساکن شده مشغول زراعت باشند. و آن املاک از آن آنها خواهد بود، مشروط بر اینکه خود را رعیت ایران بدانند. و این در خصوص املاکى خواهد بود که خالى از سکنه و از اهل مملکت و بومى، مالکى نداشته باشد، زیرا که در هر جایى که مى‌توان آب آورده و اسباب آبیارى فراهم ساخت، معطل و غیرمسکونى نمانده و احداث قنوات را که در عهود سالفه نیز اهتمام تمام در تکمیل آن مى کردند، از کارهایى مى توان شمرد که مملکت ایران در مقام حقیقت و انصاف مى‌تواند بدان مباهات کند.

در ملک ایران که بر حسب طبیعت کثیر المحصول و به واسطه کثرت انواع مواد اولیه خاک متموّلى است، معادن بسیار هست، از قبیل آهن و مس و سرب و نقره و زرنیخ و زغال سنگى و گوگرد و غیره. در بعضى از این معادن کار کرده‌اند، ولى از روى سبکهاى قدیم و نخستین؛ اکنون دولت ایران مى‌خواهد از اروپا قومپانى چند دعوت کند که معادن آنجا را از قرار سبک جدید کار کنند.

یکى از خیالات بزرگ اعلى حضرت پادشاهى ارتباط علایق پولیتیکى و تجارتى با دول اروپا بوده تا عنقریب دولت ایران را به پولتیک اروپایى مربوط نماید. و به همین خیال به مبادله عهدنامه تجارتى که با دولت فرانسه در میان داشتند و در عهد سابق به جایى نرسیده بود با کمال تعجیل مبادرت نمودند. و به واسطه همین خیالات اعلى حضرت پادشاهى بود که فرخ خان در مدت اقامت خود در فرانسه با دولت نمسه و پروس و دول مجتمعه زولورن و بلجیک و ساردین و دانیمارک و سوید و دول متحده ینگى دنیا عهدنامه تجارتى منعقد نمود، و همه این عهدنامه‌ها اکنون ممضى و مبادله شده است.

مراودات پولتیکیه دولت ایران با دول اروپا هنوز به مقامى نرسیده است که ماموریت و اقامت مامورین دپلوماتیک را در دربار بعضى از دول اروپا از جمله لوازم بشمارند. ولى خیال اعلى حضرت پادشاهى این است که بدین واسطه مى‌توان ایران را به فرنگستان نزدیک کرد. و به اتفاق مامورین خارجه عموماً جمعى را مامور نموده‌اند و ثمر این آن است که جمعى از اهل مشرق زمین با مردم مغرب زمین مختلط و معاشر بوده در مراجعت خیالاتى را که قابل القاى بصیرت است منتشر نمایند. علاوه بر این عرایض و نوشتجاتى که مامورین خارجه از براى دولت خود مى‌فرستند مشتمل است بر وقایع اتفاقیه و امورات یومیه اروپا.

این راپورت و روزنامه‌ها مایه استحضار و بصیرت دولت ایران در اوضاع و معاش اروپا شده در خیالات ترقى و تغییرات موجب تحریک و اقدام و مزید بصیرت مى‌گردد.

اعلى حضرت پادشاه ایران که به زبان فرانسه مرایشان را بیگانه نیست از پاریس همیشه روزنامه مرتب مى‌خواهد و بسیار میل به خواندن روزنامه‌ها دارد و از طرف دیگر میل دارد که در حواشى حریمش اشخاصى باشند که زبان فرانسه بدانند و مخصوصاً مشوّق تحصیل است.

اعلى حضرت پادشاهى بسیار میل دارد که مردم مملکتش آنان که در معرفت و سواد بر عوام برترى دارند، از وقایع اتفاقیه داخله و از اختراعات جدیده و اعمال مهمه خارجه استحضار داشته باشند. به این خیال مقرر فرموده است که روزنامه رسمى در تهران منتشر مى شود که در جنب اختبارات رسمیه، وقایع اتفاقیه نیز ثبت مى‌شود. و این مقدمه مردم ایران را مجبور مى کند به دانستن لزوم و منافع ترقى و اصلاح امور.

اختراع دیگرى در ایران که سزاوار ذکر است و از جانب دولت اجازه داده و تشویق کرده‌اند، ترتیب روزنامه دیگرى است غیر رسمى، که چند ماه است در تبریز موسوم به روزنامه ملتى منتشر مى شود که شخصی محض تربیت اهل مملکت خود و آشنا کردن آنها به خیالات اروپاییه ایجاد کرده است.

از عهد قدیم همه وقت در ایران مدارس منتظم از براى تحصیل عامه بوده است که در مدارس مزبوره علوم الهیه و فقه و اصول و علوم ریاضیه تعلیم مى نمودند، ولى تعلیمات این قبیل مدارس همیشه بر یک نسق و میزان بود که از چند قرن قبل بر این بوده است. در اواخر سلطنت محمد شاه مرحوم در همه ایران چند نفرى شمرده مى شد که یک دو زبان ملل خارجه بدانند، یا از تغییراتى که در همه شعب تعلیمات و استحضارات بنى نوع انسانى بهم رسیده است اطلاعى داشته باشند.

یکى از کارهاى اولین اعلى حضرت پادشاهى با وجود مخاطرات چندى که در بدو جلوس از اطراف مایه تشویش اوضاع سلطنت بود بناکردن مدرسه‌اى بود موسوم به دارالفنون که در سنه هزار و هشتصد و پنجاه عیسوى به انجام رسید، به معلمینى که از نمسه آوردند مقرر کردید که در مدرسه مزبوره به زبان فرانسه به تعلیم علوم ریاضیه و علم جنگ و طب و کیمیا و طبیعى مشغول باشند.

و همچنین از جانب دولت حکم شد که متعلمینى که در علوم مزبوره ترقى کرده اند به دستیارى معلمین خود کتب آنها را ترجمه نمایند بطوری که امروز متعلمین جدید کتب بعضى از علوم را کاملاً به زبان فارسى در دست دارند.

علاوه بر کتب علمیه، اعلى حضرت پادشاهى حکم کرده است بعضى از تواریخ قدیم و جدید مانند تاریخ فردریق و ناپولیون و احوالات امپراطور نیکولا و تألیفات اعلى حضرت امپراطورى ناپولیون سوم و امثال آن را ترجمه نمودند. تِلماک فنلون را که یکى از اجزاى سفارت ایران مقیم پاریس ترجمه کرده است، با تحسین تمام قبول عامه یافته.

تدبیر دیگرى که امید نتایج مستحسنه کلیه از براى انتشار بصیرت در ایران از آن حاصل است، در سال گذشته از اعلى حضرت پادشاهى بروز کرده است، و آن فرستادن جمعى از جوانان است به فرنگستان از سن ده ساله تا سى ساله که مشغول تحصیل علوم و صنایع باشند. وزیر مختار ایران مقیم پاریس به اتفاق خود چهل و دو نفر جوان ایرانى آورد، و به محض ورود آنها را در مدارس مخصوصه و نزد استادان صنایع مشهور گذاشته، بعضى از جوانان مزبور به طى مراتب تحصیل کامل خواهند پرداخت. و این بار اول است که اینطور تحصیل کامل مى کنند. بعضى هم مشغول تحصیل اکونومى پولتیک که عبارت از صرفه دولتى باشند، خواهند شد. جناب وزیر تعلیمات عامه فرانسه حقیقتاً اهتمامات پدرانه در ترقى و پیش رفتن امر تحصیل جوانان مزبور مى‌نمایند. اولین سوق و فرستادن متعلمین که در حقیقت مزرع زمان مستقبل است عنقریب تجدید شده، به توالى جمع دیگر مانند سابق مامور خواهند شد.

مدرسه نظامیه دیگر علاوه بر آنچه متعلق به مدرسه دارالفنون تهران است در تبریز بنا کرده‌اند.

پس از اقدام و اهتمامات چند که همیشه بى حاصل و نتیجه ماند، حالا مى توان امیدوار شد که ایران در خصوص کارخانجات و محصولات آن به حالت اصلیه خود خواهد رسید. اعلى حضرت پادشاهى در حوالى تهران عمارات چند به جهت کارخانجات کاغذسازى و آهن آب‌کنى و بلور و چینى و چاشنى‌سازى و شمّاعى و پنبه‌ریسى ساخته‌اند. ارباب صنعت و اشخاص و عمله‌اى که این کارخانه ها را به کار انداخته‌اند از اهل فرانسه و روسیه هستند که به توسط فرخ خان و وزیر مختار ایران مقیم پطرزبورغ داخل نوکرى و خدمت دولت ایران شده‌اند.

چنانکه معروف است ابریشم یکى از محصولات معتبر ایران است و بافتن انواع پارچه هاى حریر همیشه در ازمنه سابقه در ایران متداول بوده ولى ابریشم‌کشى به طرز سابق را غیرکامل دیده، دولت ایران با یک نفر اهل صنعت «موسیو وبله» نام، قرارنامه‌اى تمهید کرده‌اند که مشارالیه به موجب قرارنامه مزبور ملتزم شده است که به تدریج رسم ابریشم کشى را با اسباب و طرزهاى جدید اروپایى در همه ایران برقرار و متداول کند.

امید هست که این سبک جدید مایه تشویق و تکمیل ابریشم و خوبى ابریشمى که به خارج حمل مى شود شده، در حالتى که از براى ایران منافع کثیره حاصل خواهد کرد، باعث بهبودى حاصل ولایات ابریشم خیز ایران نیز خواهد شد.

اصلاح حالت پشم ایران به واسطه طرز شستن و ساختن قند از نى‌شکر و چغندر که هر دو در ایران فراوان است صنعتى است که دولت ایران میل تشویق و تکمیل آن را دارد، و این خیال همیشه خاطر وزراى پادشاهى را مشغول دارد.

این خود بدیهى و از ذکر مستغنى است که قشون و ترتیب و تعلیم آن و ازدیاد مهمات حربیه و تهیه اسباب مدافعه در داخل و خارج اولیاى دولت ایران خصوصاً خاطر اعلى حضرت پادشاهى را به اعلى درجه مشغول دارد. قشون ایران مرکب از یکصد و بیست هزار نفر است که هشتاد هزار آن پیاده و بیست هزار سواره و بیست هزار توپچى و غیره است. و کلیه سواره غیرنظام است. جمعى از قشون مزبور مامور سرحدات هستند، که ترکمانان آن حدود را که طایفه صحرانشین هستند در حد خود نگاه دارد. اگرچه از براى دولت از آنها ضرر حقیقى و کلى متصور نیست، ولى مایه تشویش و عدم استراحت مردم آن نواحى مى باشند. از براى سهولت دفع شر یاغیان طایفه ترکمانیه، اعلى حضرت پادشاهى پس از شکست و انهزام آنها در سرخس تحصن محکمى ساخته است که نقطه بسیار مهمى شده است.

اگرچه قشون ایران هنوز به درجه‌اى که اعلى حضرت پادشاهى مى خواهد روزى قشون خود را چنان ببیند نرسیده است، ولى صورت ظاهرش مایه امید و امتنان است و مى توان گفت که نسبت به قشون دو سه عهد سابق ترقیات کلى کرده است. و این قشون مکرر به میدان امتحان رفته، غالباً مظفر و منصور برگشته است. محاصره هرات که در عهد محمد شاه یک سال طول کشید، در سنه هزار و هشتصد و پنجاه و شش عیسوى، در مدت شش ماه مسخر گردید، با آنکه اسباب مدافعه این محاصره با محاصره سنه هزار و هشتصد و سى و هشت عیسوى تفاوت کلى داشت، جنگ آخرین با انگلیس مایه ترقیات کلى در حرکات و اعمال حربیه گردید.

اعلى حضرت پادشاهى از بدو سلطنت، معلم و مشّاق چند از اهل نمسه و نایل داخل خدمت کرد. مامورین نظامیه فرانسه که ثمر خیرخواهى مخصوصى است که اعلى حضرت امپراطور فرانسه نسبت به دولت ایران ظاهر مى‌سازد، ترتیب و تکمیل قشون ایران را که بارها شروع شده و ناقص مانده است بدون شبهه به انجام خواهند رسانید.

به حکم مراقبت و اهتمامى که اعلى حضرت شاهى به احوال سرباز دارد، مریض‌خانه‌هاى نظامى بنا کرده.

اعلى حضرت پادشاهى که از یک طرف خیالش مصروف ایجاد و ترقیات قواى اصلیه و علمیه رعیت است و از طرف دیگر مى خواهد، گاهى به واسطه سرمشق دادن با اعمال خود و گاهى به نصایح و احکام، بعضى عادات و رسومى را که بى مصرف و بر خلاف صرفه عامه و انتظام امر خدمت و معاش مردم است از میان بردارد، و به همین خیال، اعلى حضرت پادشاهى مکرر در باب کم کردن تجملات ظاهر و مخارج بى‌معنى بسیار در اسباب تجمل و لباس و زیادتى نوکرهاى بى کار و بى مصرف حکم کرده است. در جمیع اوضاع حالیه مملکت و معاش، تأسى به اروپا مى‌کنند و مى توان گفت که اعلى حضرت پادشاهى به نصایح مشفقانه دوست بزرگوارى دل گرم شده، با عزم جزم به عهده گرفته است که ملت خود را ترقى بدهد، و تربیت کند، بى آنکه مخالف اصول و قواعد شریعت اسلام باشد؛ و ثابت و مبرهن کند که مذهب اسلام به هیج وجه با نظم امور و عدالت و ترقى منافات ندارد، و مللى را که پیرو مذهب مزبورند اصلاً به عدم دولت‌خواهى و ضعف و خرابى مجبور نمى‌کند.