اعلامیه جهانی حقوق زبانی
مقدمه
وضعیت هر زبان، با توجه به ملاحظات پیشگفته، نتیجه همگرایی و تعامل عوامل مختلف سیاسی، قانونی، ایدئولوژیکی، تاریخی، جمعیتی، سرزمینی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی و جامعهشناسی زبانی، بینزبانی و ذهنی است.
در حال حاضر، این عوامل توسط موارد زیر تعریف میشوند:
- تمایل دیرینه واحدسازی اکثریت دولتها به کاهش تنوع و تقویت نگرشهایی که مخالف چندگانگی فرهنگی و زبانی هستند.
- تمایل به اقتصاد جهانی و به تبع آن به بازار جهانی اطلاعات، ارتباطات و فرهنگ که ارتباطات و شکلهای تعامل را که تضمینکننده انسجام داخلی جوامع زبانی است، مختل میکند.
- مدل رشد اقتصادی که توسط گروههای اقتصادی فراملی مطرح شده و تلاش میکند تا از طریق بیقانونی و فردگرایی رقابتی، آن را با پیشرفت و آزادی برابر بداند و نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی جدی و رو به رشدی ایجاد میکند.
جوامع زبانی در حال حاضر با تهدیداتی چون نبود خودمختاری، جمعیت محدود یا پراکنده، اقتصاد ضعیف، زبان غیرمدون، یا مدل فرهنگی مخالف با مدل غالب روبهرو هستند که ادامه و توسعه بسیاری از زبانها را غیرممکن میسازد مگر اینکه اهداف اساسی زیر در نظر گرفته شود:
- در چشمانداز سیاسی، هدف ایجاد روشی برای سازماندهی تنوع زبانی بهگونهای که مشارکت مؤثر جوامع زبانی در این مدل رشد جدید ممکن باشد.
- در چشمانداز فرهنگی، هدف سازگاری فضای جهانی ارتباطات با مشارکت عادلانه تمام مردم، جوامع زبانی و افراد در فرایند توسعه است.
- در چشمانداز اقتصادی، هدف ترویج توسعه پایدار بر اساس مشارکت همه و احترام به تعادل اکولوژیکی جوامع و روابط عادلانه بین تمام زبانها و فرهنگها است.
به همین دلایل، این اعلامیه جوامع زبانی را بهجای دولتها نقطه آغاز خود قرار میدهد و باید در زمینه تقویت نهادهای بینالمللی که قادر به تضمین توسعه پایدار و عادلانه برای کل بشریت هستند، در نظر گرفته شود. همچنین، هدف این اعلامیه تشویق به ایجاد چارچوب سیاسی برای تنوع زبانی مبتنی بر احترام، همزیستی هماهنگ و منفعت متقابل است.
عنوان مقدماتی: مفاهیم
این اعلامیه به عنوان یک جامعه زبانی، هر جامعه بشری را در نظر میگیرد که تاریخی در یک فضای سرزمینی خاص مستقر شده باشد، چه این فضا شناخته شده باشد یا نه، و خود را بهعنوان یک ملت شناسایی کرده و زبانی مشترک بهعنوان وسیله طبیعی ارتباط و انسجام فرهنگی میان اعضای خود توسعه داده باشد. واژه زبان خاص یک سرزمین به زبان جامعهای اطلاق میشود که تاریخی در چنین فضایی مستقر شده است.
این اعلامیه با این اصل آغاز میشود که حقوق زبانی هم فردی و هم جمعی بهطور همزمان هستند. در تعریف کامل مجموعه حقوق زبانی، بهعنوان معیار، حالت یک جامعه زبانی تاریخی در فضای سرزمینی خود اتخاذ میشود، این فضا نه تنها بهعنوان منطقه جغرافیایی که جامعه در آن زندگی میکند، بلکه بهعنوان فضای اجتماعی و عملکردی که برای توسعه کامل زبان ضروری است، در نظر گرفته میشود. تنها بر اساس این اصل است که میتوان حقوق گروههای زبانی مذکور در بند ۵ این ماده و حقوق افرادی که خارج از سرزمین جامعه خود زندگی میکنند، را بهصورت تدریجی یا پیوسته تعریف کرد.
برای اهداف این اعلامیه، گروهها همچنین در شرایط زیر در نظر گرفته میشوند که در سرزمین خود هستند و به یک جامعه زبانی تعلق دارند:
- زمانی که از بدنه اصلی جامعه خود توسط مرزهای سیاسی یا اداری جدا شده باشند.
- زمانی که تاریخی در یک ناحیه جغرافیایی کوچک که توسط اعضای جوامع زبانی دیگر احاطه شده است، مستقر شده باشند.
- یا زمانی که در ناحیه جغرافیاییای مستقر شدهاند که آن را با اعضای جوامع زبانی دیگر با پیشینههای تاریخی مشابه به اشتراک میگذارند.
این اعلامیه همچنین اقوام عشایری را در نواحی مهاجرتی خود و اقوام مستقر در مکانهای جغرافیایی پراکنده بهعنوان جوامع زبانی در سرزمین تاریخی خود در نظر میگیرد.
این اعلامیه بهعنوان یک گروه زبانی هر گروه از افراد را در نظر میگیرد که زبان مشترک یکسان دارند و در فضای سرزمینی جامعه زبانی دیگری مستقر شدهاند اما پیشینه تاریخی مشابه آن جامعه را ندارند. نمونههایی از این گروهها عبارتند از مهاجران، پناهندگان، افراد تبعید شده و اعضای دیاسپورا.
ماده ۲
این اعلامیه در نظر میگیرد که هنگامی که چندین جامعه زبانی و گروههای مختلف یک سرزمین را به اشتراک میگذارند، حقوق مطرحشده در این اعلامیه باید بر اساس احترام متقابل اعمال شوند و بهگونهای باشد که دموکراسی تا حد ممکن تضمین شود.
در جستجوی توازن جامعهشناسی زبانی رضایتبخش، بهمنظور برقراری ارتباط مناسب بین حقوق مختلف جوامع و گروههای زبانی و افراد وابسته به آنها، عوامل مختلفی غیر از پیشینه تاریخی آنها در سرزمین و اراده دموکراتیک بیانشده آنها باید در نظر گرفته شود. چنین عواملی که ممکن است نیاز به درمان جبرانی برای بازگرداندن توازن داشته باشند، شامل ماهیت تحمیلی مهاجرتهایی هستند که منجر به همزیستی جوامع و گروههای مختلف شده است و میزان آسیبپذیری سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها.
ماده ۳
این اعلامیه حقوق شخصی غیرقابل انتقالی را در نظر میگیرد که میتوانند در هر شرایطی اعمال شوند:
- حق شناخته شدن بهعنوان عضو یک جامعه زبانی.
- حق استفاده از زبان خود در زندگی خصوصی و عمومی.
- حق استفاده از نام خود.
- حق ارتباط و همزیستی با دیگر اعضای جامعه زبانی مبدا خود.
- حق حفظ و توسعه فرهنگ خود.
- و تمام حقوق دیگر مرتبط با زبان که در میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از همان تاریخ شناخته شده است.
این اعلامیه همچنین حقوق جمعی گروههای زبانی را در نظر میگیرد که ممکن است شامل موارد زیر باشد، علاوه بر حقوق اختصاص دادهشده به اعضای گروههای زبانی در پاراگراف قبلی و طبق شرایط مطرحشده در ماده ۲.۲:
- حق آموزش زبان و فرهنگ خود.
- حق دسترسی به خدمات فرهنگی.
- حق حضور عادلانه زبان و فرهنگ آنها در رسانههای ارتباطی.
- حق دریافت توجه به زبان خود از نهادهای دولتی و در روابط اقتصادی-اجتماعی.
حقوق مذکور برای افراد و گروههای زبانی نباید به هیچوجه مانع ارتباط این افراد یا گروهها با جامعه زبان میزبان یا ادغام آنها در این جامعه شود. همچنین نباید حقوق جامعه میزبان یا اعضای آن را برای استفاده کامل از زبان خود در فضاهای عمومی در سراسر سرزمین آن محدود کند.
ماده ۴
این اعلامیه در نظر میگیرد که افرادی که به سرزمین یک جامعه زبانی دیگر مهاجرت میکنند، حق و وظیفه دارند که نگرش ادغامی به این جامعه داشته باشند. این اصطلاح بهعنوان اجتماعیشدن اضافی این افراد در نظر گرفته میشود بهگونهای که بتوانند ویژگیهای فرهنگی اصلی خود را حفظ کنند و در عین حال با جامعهای که در آن سکونت دارند، ارجاعها، ارزشها و شیوههای رفتاری کافی بهاشتراک بگذارند تا قادر به عملکرد اجتماعی باشند بدون اینکه مشکلات بیشتری نسبت به اعضای جامعه میزبان تجربه کنند.
این اعلامیه همچنین در نظر میگیرد که اصطلاح همسانسازی بهمعنای تغییر فرهنگ در جامعه میزبان بهگونهای که ویژگیهای فرهنگی اصلی جایگزین ارجاعها، ارزشها و شیوههای رفتاری جامعه میزبان شوند، باید تحت هیچ شرایطی تحمیل یا القا نشود و فقط میتواند نتیجه یک انتخاب کاملاً آزاد باشد.
ماده ۵
این اعلامیه بر اساس این اصل است که حقوق تمام جوامع زبانی برابر و مستقل از وضعیت قانونی یا سیاسی زبانهای آنها بهعنوان زبانهای رسمی، منطقهای یا اقلیتی است. واژههایی همچون زبانهای منطقهای یا اقلیتی در این اعلامیه بهکار نرفتهاند زیرا اگرچه در برخی موارد شناسایی زبانهای منطقهای یا اقلیتی میتواند به تسهیل اعمال برخی حقوق کمک کند، اما این اصطلاحات و دیگر صفات اغلب برای محدود کردن حقوق جوامع زبانی استفاده میشوند.
ماده ۶
این اعلامیه در نظر میگیرد که یک زبان نمیتواند صرفاً به این دلیل که زبان رسمی دولت است یا بهطور سنتی در سرزمین برای مقاصد اداری یا فعالیتهای فرهنگی خاص استفاده شده است، بهعنوان زبان مختص یک سرزمین شناخته شود.
عنوان اول: اصول کلی
ماده ۷
تمام زبانها بیانگر هویت جمعی و شیوهای خاص از درک و توصیف واقعیت هستند و بنابراین باید شرایط لازم برای توسعه آنها در تمام عملکردها فراهم باشد.
تمام زبانها بهصورت جمعی تشکیل شده و در داخل یک جامعه برای استفاده فردی بهعنوان ابزار همبستگی، شناسایی، ارتباط و بیان خلاقانه در دسترس هستند.
ماده ۸
تمام جوامع زبانی حق دارند منابع خود را سازماندهی و مدیریت کنند تا استفاده از زبان خود در تمام عملکردها در جامعه را تضمین نمایند.
تمام جوامع زبانی حق دارند هر وسیلهای که برای انتقال و تداوم زبان خود لازم است در اختیار داشته باشند.
ماده ۹
تمام جوامع زبانی حق دارند سیستم زبانی خود را کدگذاری، استانداردسازی، حفظ، توسعه و ترویج کنند، بدون هیچگونه مداخله تحمیلی یا اجباری.
ماده ۱۰
تمام جوامع زبانی حقوق برابر دارند.
این اعلامیه تبعیض علیه جوامع زبانی را غیرقابل قبول میداند، خواه این تبعیض بر اساس درجه حاکمیت سیاسی آنها، وضعیت اجتماعی، اقتصادی یا دیگر معیارها، میزان کدگذاری، بهروزرسانی یا مدرنسازی زبان آنها باشد، یا هر معیار دیگری.
تمام گامهای لازم باید برداشته شود تا این اصل برابری پیادهسازی و مؤثر شود.
ماده ۱۱
تمام جوامع زبانی حق دارند هر وسیلهای برای ترجمه به و از دیگر زبانها که برای تضمین اجرای حقوق مذکور در این اعلامیه لازم است در اختیار داشته باشند.
ماده ۱۲
هر فرد حق دارد تمام فعالیتهای عمومی خود را به زبان خود انجام دهد، به شرطی که زبان مختص سرزمینی باشد که در آن اقامت دارد.
هر فرد حق دارد از زبان خود در حوزههای شخصی و خانوادگی استفاده کند.
ماده ۱۳
هر فرد حق دارد زبان مختص سرزمینی که در آن زندگی میکند را بیاموزد.
هر فرد حق دارد که چندزبانه باشد و زبانهایی را که برای توسعه فردی یا تحرک اجتماعیاش مفیدتر است بشناسد و استفاده کند، بدون اینکه حقوق زبان مختص سرزمین طبق این اعلامیه برای استفاده عمومی از زبان سرزمین تحت تأثیر قرار گیرد.
ماده ۱۴
مقررات این اعلامیه نباید به گونهای تفسیر یا استفاده شوند که برای هر قانونی یا رویهای که به نفع استفاده از یک زبان در سرزمین مربوطه باشد، زیانآور باشد.
عنوان دوم: رژیم کلی زبانی
بخش اول: ادارات عمومی و نهادهای رسمی
ماده ۱۵
تمامی جوامع زبانی حق دارند زبان خود را بهطور رسمی در قلمرو خود بهکار برند. تمام جوامع زبانی حق دارند که اقدامات قانونی و اداری، اسناد عمومی و خصوصی و سوابق ثبتشده در ثبتنامهای عمومی که به زبان حوزهی مربوطه تنظیم شدهاند، معتبر و مؤثر باشند و هیچکس نمیتواند ناآشنایی با این زبان را بهعنوان دلیلی برای عدم اعتبار آن ادعا کند.
ماده ۱۶
تمام اعضای یک جامعه زبانی حق دارند که با مقامات عمومی در زبان خود ارتباط برقرار کنند و از آنان خدمات دریافت کنند. این حق شامل تقسیمات مرکزی، محلی و فراسرزمینی است که قلمرو مربوط به زبان را شامل میشود.
ماده ۱۷
تمام جوامع زبانی حق دارند که در زبان خود تمامی اسناد رسمی مرتبط با روابطی که بر قلمرو آنها تأثیر دارد، بهویژه اسناد چاپی، ماشینخوانا یا هر نوع فرم دیگری را بهدست آورده و در اختیار داشته باشند. فرمها و اسناد استاندارد اداری، چه به صورت چاپی، ماشینخوانا یا هر نوع دیگر، باید توسط مقامات عمومی در تمامی زبانهای منطقهای در اختیار عموم قرار گیرد.
ماده ۱۸
تمام جوامع زبانی حق دارند که قوانین و سایر مقررات قانونی که به آنها مربوط است، به زبان مناسب قلمرو منتشر شوند. مقامات عمومی که بیش از یک زبان تاریخی منطقهای در حوزه قضائی خود دارند، باید تمام قوانین و مقررات قانونی عمومی را به هر یک از این زبانها منتشر کنند، حتی اگر گویندگان آنها زبانهای دیگر را بفهمند یا نه.
ماده ۱۹
مجالس نمایندگان باید زبانهای رسمیای را که بهطور تاریخی در قلمروهایی که نمایندگی میکنند صحبت میشود، بهعنوان زبان رسمی خود داشته باشند. این حق همچنین شامل زبانهای جوامعی است که در مکانهای جغرافیایی پراکنده شدهاند.
ماده ۲۰
هر شخص حق دارد که از زبان تاریخی spoken در قلمرو خود، هم به صورت گفتاری و هم نوشتاری، در دادگاههای موجود در آن قلمرو استفاده کند. دادگاهها باید از زبان مربوط به قلمرو در اقدامات داخلی خود استفاده کنند و در صورتی که فرآیندها در سیستم قضائی کشور ادامه پیدا کند، باید از زبان اصلی در طول مراحل استفاده گردد.
همه افراد حق دارند که در همه موارد در زبانی که آن را میفهمند و میتوانند صحبت کنند محاکمه شوند و از خدمات مترجم رایگان استفاده کنند.
ماده ۲۱
تمام جوامع زبانی حق دارند که سوابق در ثبتنامهای عمومی به زبان مربوط به قلمرو تنظیم شود.
ماده ۲۲
تمام جوامع زبانی حق دارند که اسناد تصدیقشده توسط دفاتر اسناد رسمی یا گواهیشده توسط سایر مقامات عمومی مجاز به زبان مربوط به قلمرو که دفتر اسناد رسمی یا مقام مجاز دیگر در آن فعالیت میکند تنظیم گردد.
بخش دوم: آموزش
ماده ۲۳
آموزش باید به پرورش ظرفیت بیان خودزبانشناختی و فرهنگی جامعه زبانی قلمرو ارائهشده کمک کند.
آموزش باید به حفظ و توسعه زبان جامعه زبانی قلمرو کمک کند.
آموزش باید همیشه در خدمت تنوع زبانی و فرهنگی و روابط هماهنگ میان جوامع زبانی مختلف در سطح جهانی باشد.
در چارچوب اصول فوق، هر شخص حق دارد که هر زبانی را بیاموزد.
ماده ۲۴
تمام جوامع زبانی حق دارند که تعیین کنند زبان آنها به چه میزان باید بهعنوان زبان آموزش و موضوع مطالعه در تمامی سطوح آموزشی در قلمرو خود حضور داشته باشد: پیشدبستانی، ابتدایی، متوسطه، فنی و حرفهای، دانشگاهی و آموزش بزرگسالان.
ماده ۲۵
تمام جوامع زبانی حق دارند که تمامی منابع انسانی و مادی لازم برای اطمینان از حضور زبان آنها به میزان دلخواه در تمامی سطوح آموزشی در قلمرو خود را در اختیار داشته باشند: معلمان ماهر، روشهای آموزشی مناسب، کتابهای درسی، منابع مالی، ساختمانها و تجهیزات، تکنولوژیهای سنتی و نوآورانه.
ماده ۲۶
تمام جوامع زبانی حق دارند که آموزشی دریافت کنند که اعضای آنها بتوانند تسلط کامل بر زبان خود بهدست آورند، از جمله تواناییهای مختلف در تمام حوزههای استفاده معمولی، همچنین تسلط وسیعتر به هر زبان دیگری که ممکن است بخواهند بیاموزند.
ماده ۲۷
تمام جوامع زبانی حق دارند که آموزشی دریافت کنند که اعضای آنها بتوانند دانش خود را از هر زبان مرتبط با سنت فرهنگی خود بهدست آورند، مانند زبانهای ادبی یا مقدس که زمانی زبانهای رایج جامعه بودهاند.
ماده ۲۸
تمام جوامع زبانی حق دارند که آموزشی دریافت کنند که اعضای آنها بتوانند دانش کاملی از میراث فرهنگی خود (تاریخ، جغرافیا، ادبیات و سایر مظاهر فرهنگ خود) بهدست آورند، همچنین دانش وسیعتری از هر فرهنگ دیگری که بخواهند بیاموزند.
ماده ۲۹
هر شخص حق دارد که در زبان مناسب قلمرو محل سکونت خود آموزش ببیند.
این حق شامل حق یادگیری شفاهی و نوشتاری هر زبانی میشود که برای برقراری ارتباط با جوامع زبانی دیگر برای او مفید باشد.
ماده ۳۰
زبان و فرهنگ تمامی جوامع زبانی باید موضوع مطالعه و تحقیق در سطح دانشگاهی قرار گیرد.
بخش سوم: نامهای خاص
ماده ۳۱
تمام جوامع زبانی حق دارند که سیستم نامهای خاص خود را در تمامی حوزهها و در تمامی موقعیتها حفظ کرده و استفاده کنند.
ماده ۳۲
تمام جوامع زبانی حق دارند که نامهای مکانی را به زبان مربوط به قلمرو خود، هم به صورت گفتاری و هم نوشتاری، در حوزههای خصوصی، عمومی و رسمی استفاده کنند.
تمام جوامع زبانی حق دارند که نامهای مکانی بومی را تأسیس، حفظ و اصلاح کنند. این نامها نمیتوانند بهطور دلخواه لغو، تحریف یا تطبیق داده شوند، و نمیتوانند در صورت تغییرات سیاسی یا هر تغییر دیگری جایگزین شوند.
ماده ۳۳
تمام جوامع زبانی حق دارند که خود را با نامی که در زبان خود استفاده میکنند، معرفی کنند. هرگونه ترجمه به زبانهای دیگر باید از استفاده از عناوین مبهم یا توهینآمیز پرهیز کند.
ماده ۳۴
هر فرد حق دارد که از نام خود در زبان خود در تمامی حوزهها استفاده کند، همچنین حق دارد، تنها در صورت لزوم، دقیقترین تبدیل آوایی ممکن از نام خود را در یک سیستم نوشتاری دیگر بهدست آورد.
بخش چهارم: رسانههای ارتباطی و فناوریهای نوین
ماده ۳۵
تمام جوامع زبانی حق دارند که تعیین کنند زبان آنها به چه میزان باید در رسانههای ارتباطی قلمرو خود حضور داشته باشد، چه رسانههای محلی و سنتی، چه رسانههایی با دامنه وسیعتر یا آنهایی که از فناوریهای پیشرفتهتر استفاده میکنند، بدون توجه به روشهای انتشار یا انتقالی که بهکار میرود.
ماده ۳۶
تمام جوامع زبانی حق دارند که تمامی منابع انسانی و مادی لازم برای اطمینان از حضور زبان آنها به میزان دلخواه و همچنین تحقق ابراز فرهنگی در رسانههای ارتباطی قلمرو خود را در اختیار داشته باشند: پرسنل ماهر، منابع مالی، ساختمانها و تجهیزات، تکنولوژیهای سنتی و نوآورانه.
ماده ۳۷
تمام جوامع زبانی حق دارند که از طریق رسانههای ارتباطی، دانش کاملی از میراث فرهنگی خود (تاریخ، جغرافیا، ادبیات و سایر مظاهر فرهنگ خود) بهدست آورند و همچنین بیشترین میزان اطلاعات ممکن در مورد هر فرهنگ دیگری که اعضای آنها بخواهند بدانند.
ماده ۳۸
زبانها و فرهنگهای تمامی جوامع زبانی باید در رسانههای ارتباطی در سطح جهانی بهطور عادلانه و غیرتبعیضآمیز مورد توجه قرار گیرند.
ماده ۳۹
جوامع توصیفشده در ماده ۱، بندهای ۳ و ۴، این اعلامیه، و گروههای ذکرشده در بند ۵ همان ماده، حق دارند که در رسانههای ارتباطی قلمرو خود، که در آنجا ساکن یا مهاجرت کردهاند، بهطور عادلانه نمایندگی شوند. این حق باید در هماهنگی با حقوق سایر گروههای زبانی یا جوامع در قلمرو اعمال شود.
ماده ۴۰
در زمینه فناوری اطلاعات، تمام جوامع زبانی حق دارند که تجهیزات متناسب با سیستم زبانی خود و ابزارها و محصولات به زبان خود را در اختیار داشته باشند، تا بتوانند بهطور کامل از پتانسیلهای این فناوریها برای خودابرازی، آموزش، ارتباطات، نشر، ترجمه و پردازش اطلاعات و گسترش فرهنگ بهطور کلی بهرهمند شوند.
بخش پنجم: فرهنگ
ماده ۴۱
تمام جوامع زبانی حق دارند که زبان خود را در تمامی اشکال بیان فرهنگی استفاده، حفظ و تقویت کنند.
تمام جوامع زبانی باید قادر باشند که این حق را بهطور کامل اعمال کنند، بدون اینکه فضای هیچکدام از جوامع تحت تسلط فرهنگی سلطهگر فرهنگ بیگانه قرار گیرد.
ماده ۴۲
تمام جوامع زبانی حق دارند که بهطور کامل در چارچوب فرهنگ خود رشد کنند.
ماده ۴۳
تمام جوامع زبانی حق دارند که به آثار تولیدشده به زبان خود دسترسی داشته باشند.
ماده ۴۴
تمام جوامع زبانی حق دارند که به برنامههای بینفرهنگی دسترسی پیدا کنند، از طریق انتشار اطلاعات مناسب و حمایت از فعالیتهایی مانند آموزش زبان به خارجیها، ترجمه، دوبله، پستهمزمانسازی و زیرنویس.
ماده ۴۵
تمام جوامع زبانی حق دارند که زبان مربوط به قلمرو در رویدادها و خدمات فرهنگی (کتابخانهها، ویدئوتکها، سینماها، تئاترها، موزهها، آرشیوها، فولکلور، صنایع فرهنگی و سایر مظاهر زندگی فرهنگی) جایگاه برجستهای داشته باشد.
ماده ۴۶
تمام جوامع زبانی حق دارند که میراث زبانی و فرهنگی خود، از جمله مظاهر مادی آن، مانند مجموعههای اسناد، آثار هنری و معماری، ساختمانهای تاریخی و کتیبهها به زبان خود را حفظ کنند.
بخش ششم: حوزه اجتماعی-اقتصادی
ماده ۴۷
تمام جوامع زبانی حق دارند که استفاده از زبان خود را در تمامی فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی داخل قلمرو خود برقرار سازند.
تمام اعضای یک جامعه زبانی حق دارند که تمامی وسایل لازم برای انجام فعالیتهای حرفهای خود را به زبان خود در اختیار داشته باشند، مانند اسناد و منابع مرجع، دستورالعملها، فرمها و تجهیزات کامپیوتری، ابزارها و محصولات.
استفاده از زبانهای دیگر در این حوزه فقط در صورتی میتواند ضروری باشد که بهطور موجهای به ماهیت فعالیت حرفهای مربوطه مرتبط باشد. در هیچ موردی نمیتواند یک زبان تازه وارد جای زبان اصلی قلمرو را بگیرد یا آن را تحت تأثیر قرار دهد.
ماده ۴۸
در قلمرو جامعه زبانی خود، هر فرد حق دارد که از زبان خود با اعتبار قانونی کامل در معاملات اقتصادی از هر نوع، مانند خرید و فروش کالاها و خدمات، بانکداری، بیمه، قراردادهای شغلی و دیگر موارد استفاده کند.
هیچ مادهای در این معاملات خصوصی نمیتواند استفاده از زبان اصلی قلمرو را محدود یا از آن جلوگیری کند.
در قلمرو جامعه زبانی خود، هر فرد حق دارد که اسناد لازم برای انجام این عملیاتها را به زبان خود در اختیار داشته باشد. این اسناد شامل فرمها، چکها، قراردادها، فاکتورها، رسیدها، برگههای تحویل، فرمهای سفارش و سایر موارد هستند.
ماده ۴۹
در قلمرو جامعه زبانی خود، هر فرد حق دارد که از زبان خود در تمامی انواع سازمانهای اجتماعی-اقتصادی مانند سازمانهای کارگری، اتحادیهها و انجمنهای کارفرمایی، حرفهای، تجاری و صنفی استفاده کند.
ماده ۵۰
تمام جوامع زبانی حق دارند که زبان آنها در تبلیغات، علائم، راهنماهای خارجی و در تصویر کلی کشور جایگاه برجستهای داشته باشد.
در قلمرو جامعه زبانی خود، هر فرد حق دارد که اطلاعات کامل شفاهی و نوشتاری به زبان خود در مورد محصولات و خدمات ارائهشده توسط مؤسسات تجاری، مانند دستورالعملهای استفاده، برچسبها، فهرست مواد اولیه، تبلیغات، ضمانتنامهها و سایر موارد دریافت کند.
تمام نشانههای عمومی که بر ایمنی افراد تأثیر دارند باید حداقل به زبان اصلی قلمرو بیان شوند، بهطوری که شرایط آنها از هر زبان دیگری پایینتر نباشد.
ماده ۵۱
هر فرد حق دارد که از زبان اصلی قلمرو خود در روابط خود با شرکتها، مؤسسات تجاری و نهادهای خصوصی استفاده کند و خدمات یا پاسخهای خود را به همان زبان دریافت نماید.
هر فرد حق دارد که بهعنوان مشتری، مصرفکننده یا کاربر، اطلاعات شفاهی و نوشتاری به زبان اصلی قلمرو خود را از مؤسسات عمومی دریافت کند.
ماده ۵۲
هر فرد حق دارد که فعالیتهای حرفهای خود را به زبان اصلی قلمرو خود انجام دهد، مگر آنکه وظایف ذاتی شغل نیاز به استفاده از زبانهای دیگر داشته باشد، مانند معلمان زبان، مترجمان یا راهنمایان گردشگری.
مقررات اضافی
اول
مقامات عمومی باید تمامی اقدامات مناسب را برای اجرای حقوق اعلامشده در این اعلامیه در حوزههای قضایی خود بهعمل آورند. بهطور خاص، باید صندوقهای بینالمللی برای حمایت از اجرای حقوق زبانی در جوامعی که بهطور آشکار منابع کمی دارند، ایجاد شود. بنابراین، مقامات عمومی باید از حمایتهای لازم برای کدگذاری، رونویسی، آموزش و استفاده از زبانهای مختلف در اداره امور فراهم آورند.
دوم
مقامات عمومی باید اطمینان حاصل کنند که نهادهای رسمی، سازمانها و افراد ذینفع از حقوق و وظایف مربوط به این اعلامیه آگاه هستند.
سوم
مقامات عمومی باید با توجه به قوانین موجود، مجازاتهایی را برای موارد نقض حقوق زبانی که در این اعلامیه تعیینشده است، تعیین کنند.
مقررات نهایی
اول
این اعلامیه پیشنهاد میکند که یک شورای زبانها در سازمان ملل متحد ایجاد شود. مجمع عمومی سازمان ملل متحد مسئول راهاندازی این شورا، تعریف وظایف آن و انتصاب اعضای آن خواهد بود و همچنین باید نهادی در حقوق بینالملل برای حفاظت از جوامع زبانی در استفاده از حقوق شناختهشده در این اعلامیه ایجاد کند.
دوم
این اعلامیه توصیه میکند و ترویج میکند که یک کمیسیون جهانی حقوق زبانی ایجاد شود، که یک نهاد مشورتی غیررسمی متشکل از نمایندگان سازمانهای غیردولتی و دیگر سازمانهایی است که در زمینه حقوق زبانی فعالیت میکنند.
بارسلونا، جون ۱۹۹۶