مذاکرات جلسه ۲۳ شهریور ۱۲۸۶ مجلس شورای ملی

تاریخ تصویب: ۱۲۸۶/۰۶/۲۳
تاریخ انتشار: ۱۲۸۶/۰۶/۲۳

مذاکرات روز یکشنبه ۶ شعبان المعظم ۱۳۲۵ دارالشورای ملی

خلاصه مذاکرات روز شنبه پنجم شعبان را آقا میرزا مرتضی قلیخان قرائت کرد.

رئیس- دیروز در موقع حرکت دادن جنازه مرحوم مشیرالدوله که تمام وزرا آنجا جمع بودند ملاقات شده اظهار داشتم که مطلب خیلی مهم است لازم است مذاکراتی در این باب بشود. از آنجا با تمام وزرا رفتیم منزل جناب مشیرالسلطنه و تا پنج ساعت از شب گذشته در آنجا بودیم و مذاکراتی که دیروز در مجلس شده بود مطرح گردید قرار شد امروز بروند تلگرافخانه با فرمانفرما و حاکم سرحدی گفتگو نموده تمام مطلب را تحقیق نمایند حال احتمال می‌رود عصر حاضر شود و معرفی گردند لابد آقایان و وکلا هم حضور بهم خواهند رسانید و اگر مطلب تمام نشد فردا خواهند آمد و اینکه اصرار نشد برای عصر به جهت آن بود که مطلب تمام نبود.

حاج سید نصرالله– شما احساس فرمودید که جواب صحیح خواهند داد.

رئیس- بنده احساس کردم انشاءالله جواب درست خواهند داد و اقدام کافی خواهند نمود.

حاج امام جمعه– این گمان را نکنید که این کار را اقدام بکنند آنچه گفتیم و فریاد زدیم فایده نبخشید.

آقا سید حسین– اجازه بدهید نظامنامه اساسی خوانده شود.

حاج امام جمعه– در این مدت وقتی که مطلبی را خیلی اهمیت دادیم و خیلی جد کردیم یک چند دقیقه وزرا حرکت مختصری می‌کنند و پس از گذشتن وقت فورا ساکت می‌شوند اعتقاد بنده اینست که مجلس راحت ننشیند تا این مطلب تمام شود من در این باب تجربه کردم وزیر جنگ در موقعی که مملکت را می‌بردند در این مدت هیچ حرکتی نکرده و همین طور وزیر داخله.

حاج سید نصرالله– از برای امر خبازخانه قرار بود که دیروز عموم وکلا بیایند یا بعضی.

رئیس– قرار شد اشخاصی که بصیرت بیایند.

حاج سید نصرالله– اشخاصی که بصیرت نداشتن مثل بنده آمده بودند ولی اشخاص بصیر نیامده بودند.

آقا سید حسین– یک کمیسیون دوازده نفری برای این کار معین شده بود و آنها خیلی زحمت کشیده بودند و قرار شد این کار به دستیاری آنها تمام شود لهذا جمعی به خیال آن دوازده نفر نیامدند.

رئیس– خوب بود دیروز مرا مستحضر می‌کردند که مطلب اینست.

حاج سید نصرالله– مسئله که مهم است اینست که بدانیم گندمی که وارد انبار دولتی می‌شود چقدر است دیگر اینکه مسئله نان تا این دو هفته تمام بشود.

رئیس– در کمیسیون مالیه مشغول تعیین گندم دیوانی هستند الحمدالله امسال جنس هم خیلی خوب است و انشاءالله در همین هفته عمل نان تمام می‌شود.

آقا میرزا مرتضی قلیخان– این مسئله صحیح است ولی دو نقص دارد یکی اینکه بلدیه در اذهان مردم انداخته است که دولت گندم را ارزان بدهد با اینکه کمیسیون مالیه زحمت کشیده که این شش کرور کسر را درست نماید چطور می‌شود که امسال هم چیزی دولت بدهد که نان را ارزان بفروشند.

رئیس- امروز مذاکره در این خصوص نیست مذاکره آن با کمیسیون است. خوبست شروع بقرائت قانون اساسی شود.

(بعد از قرائت چند ماده چون نسخه تصحیح شده حاضر نبود قرار شد که در روز سه شنبه قرائت شود).

حسنعلی خان- این عرض را که می‌کنم اهمیت دارد در بدو انعقاد مجلس یک عنوان خوبی در مجلس شد و آن تشکیل بانک ملی بود و خیلی مذاکرات شد و مردم هم بعد از یکی دو ماه اطمینانی حاصل کرده تا در روزنامهای خارجه هم نوشته شد شاید بنظر جناب رئیس هم رسیده باشد در یکی از جراید نوشته بودند که این خیالی را که مجلس دارد اگر صورت خارجی پیدا کند خیالات دیگران را باطل می‌کند مقصود مطالب پلتیکی ولی امروز می‌بینیم بدبختانه بالمره مذاکره بانک از میان رفته و تمام کارها هم منوط به پول است. آیا چه شد که این مذاکرات از میان رفت.

آقا میرزا ابوالحسن خان- روزی که بنده وارد این مجلس شدم از فرنگ این صحبت را مذاکره کردم و با شما هم عقیده هستم و اکثریت هم شاید هم عقیده باشند تعطیل هم نشده است خوبست اجازه داده شود که مطرح شود.

محقق الدوله- اظهار حسنعلی خان از روی وطن پرستی بود گو اینکه تعطیل نشده باشد و دنباله آنهم در دست باشد باز باید اقدام شود وقتی که اتابک در دفعه آخر آمد بمجلس همین مذاکره شد از قضایای اتفاقیه وقوع آن واقعه اسباب تاخیر شد حالا هم هر چه باشد باید زودتر اقدام شود و رئیس بانک که معلم باشد از فرنگ بخواهند و تا آمدن او ترتیب بانک را مرتب نمایند.

آقا شیخ حسین- الحمد الله رب العالمین امیدوارم که دیگر کسی نتواند وکیل را تهدید نماید عقیده بنده این است این متمم قانونی اساسی که گوش ملت را پر کرده‌اند ناقص مانده تا تمام نشود و بصحه همایونی نرسد ملت با جان و دل پول نخواهند داد.

وکیل الرعایا- یک نقشه خوبی برای بانک کشیده شده بود و اینک تعطیل شد یک نقشه از فرنگستان داخل این خاک شد که شرح آن محتاج بمجلس دیگر است ولی امیدواریم که من بعد این ایران از خارج چیزی نگیرد و از ثروت مملکت خود بهره مند شود. حالا باید همان نقشه خودمان را مجری داریم و فورا این بانک تشکیل شود.

حاج محمد تقی- تعطیل بانک به جهت اینکه دوازده فصل به جهت بانک نوشته شده بود دولت می‌خواست تغییر بدهد از این جهه تعویق افتاد.

رئیس- شماها که اطلاع دارید همین طور است؟

حاجی معین التجار- بلی امتیازنامه گرفته شد بعد در خصوص تغییراتی که در مواد آن می‌خواستند بدهند مذاکرات زیاد شد و بهمان طور ماند.

رئیس- پس چرا نگفیتد و اظهار نکردید که همه بدانند؟

آقا شیخ یوسف- جناب ناصرالملک بمجلس آمده بودند که این ترتیب بانک ملی صلاح حال ملت نیست نه اینکه صلاح دولت نباشد چون که این بانک مدتش خیلی است پس طوری باید باشد که اسباب آسایش و اطمینان همه مردم باشد.

حاجی معین التجار- سبب همانست که حاجی محمد تقی گفتند خواستند امتیازنامه را تغییر بدهند قبول نشد.

آقا شیخ یوسف- جناب ناصرالملک غرضی نداشت لابد از روی خیرخواهی می‌گفت.

حاج محمد تقی – جناب ناصرالملک گفتند یک رئیس و یک دفتردار از فرنگ بیاورند و دیگر چیزی نگفت.

آقا میرزا محمود – ناصرالملک مجبور به گفتن بود یک فصلی از امتیازنامه بانک ملی این بود که عایدات دولتی تمام به بانک آمده از آنجا خارج شود قبول نشد و تا حال هم ما ندانستیم که عایدات دولتی امساله چه شده است.

حسنعلی خان- جمعی فهمیده و جمعی نفهمیده دیگر این بانک را تعقیب نکردند و حال آنکه افتخار و قوام ملیت ما بسته باین بانک است همه میدانند که تا یک جمعی یک سرمایه در یک جا نگذارند کارهای بزرگ را نمی‌شود از پیش ببرند افسوس مثل حاج ملک التجار صدمه بزرگی باین اساس وارد آورد وکلا باید به صدای بلند بگویند به مردم که شما امروز پول به شخص نمیدهد بلکه به عموم می‌دهید و امروز پیشرفت کار ما باین است که قوه پیدانمائیم و تا ما قوه پیدا نکنیم کار ما پیشرفت ندارد گویا بدولت فهماندند که تاسیس بانک موجب ترقی مشروطیت می‌شود این بود که مانع شدند و بعضی‌ها هم از روی نادانی تعقیب نکردند.

حاج امام جمعه- در این مسئله گویا مخالفی نباشد وقتی که در آذربایجان بودم می‌گفتند که اول اقدامی که باید بشود مسئله پول است بدبختانه وقتی که آمدیم اینجا دیدیم هیچ ترتیبی نیست چیزی که هست فقط کمیسیون مالیه مشغول است که دخل و خرج مملکت را مساوی نماید اینهم نمی‌شود زیرا که منتها او جمع و خرج را مساوی کند اما این خرجهای جدید که پیدا می‌شود مثل اینکه می‌خواهیم عدلیه صحیح تاسیس کنیم یا حاکم بفرستیم و او از مردم چیزی نگیرد یا تهیه قشون کنیم اینها پول می‌خواهد باید فکری کرد خیلی مخارج داریم عقیده بنده این است که یک هفته دو هفته در این مسئله گفتگو شود و بهمه جا اعلان کنند که ملت خودشان حاضر شوند همانطوری که وکیل الرعایا گفت آن ترتیب را ملت هیچ حاضر نیستند باید ملت را تشویق کرد اگرچه در روزنامجات ما مطلب نافع کمتر می‌نویسند ولی باید این مطلب را در روزنامجات بنویسند که ملت دقت نظر خودشان را در این مسئله اظهار کنند در میان ملت مردمان عاقل و باهوش هستند باید بملت فهماند و از روی ترتیب صحیح با دقت اقدام در این امر کردو تا پول نباشد هیچ کاری از دولت و ملت پیشرفت نخواهد کرد.

آقا میرزا ابوالحسن خان- عقیده بنده این است که بانک تمام کارهای ما را درست می‌نماید تا پیشرفت کار موکول به پول است اگر پول بود قشون رفته بود اگر پول بود عدلیه صحیح شده بود و سایر ادارات ما مرتب گردیده بود تمام کارها بسته بپول است اول بلا اول لازم که یک مخزنی باشد تا این ادارات از عسگری و غیره تشکیل شود پس می‌توان گفت که اگر بانک تشکیل شد ما زنده هستیم والا خیر.

آقا میرزا فضلعلی آقا– حاجی امام جمعه فرمودند در میان ملت اشخاص کاری هستند در این مطلب حرفی نیست ولی بیست کرور ملت اگر می‌خواست خودش بکارخودش رسیدگی نماید لابد لااقل بایست هفته یک روز در یک جا جمع شده در امورات شوری کند و این غیر ممکن بود پس از این جهت برای خود وکلائی معیین کردند که در کارهای آنها فکر و اصلاحی نمایند پس آنها می‌توانند ایراد نمایند که شما در این مدت چه فکری از برای معاش و راحتی ما کردید تا یک راه پولی برای مردم پیدا نشود هیچکار پیشرفت نخواهد کرد مملکت در کمال سختی گرفتار بی پولی است اگر بخواهیم اعلان کنیم دو ماه طول خواهد کشید.

حاج امام جمعه– افسوس که مقصود من مخفی ماند من نمی‌گویم که وکلا کار نکنند من می‌گویم بمردم هم باید اعلان داد تا در این باب فکری بکنند آنچه آقا میرزا ابوالحسن خان گفتند همان حرفهای من است و تمام صحیح استمن می‌گویم عمده امنیت است البته امنیت که پیدا شد مردم با کمال خاطر جمعی پول خواهند داد.

رئیس التجار– بانک پیشرفت نکرد برای اینکه قرض دولت با او جمع شد و قرض دولت پیشرفت نکرد برای این که با دادن حقوق مردم توام شد این سه فقره که داخل هم شد این سه کار پیشرفت نکرد حالا عقیده بنده این است در تشکیل بانک لازم نیست سی کرور جمع شود تا قرض دولت داده شود ده کرور هم باشد خوب است تا تشکیل شود تا این امور از هم جدا نشود بانک تشکیل نمی‌شود حرف را باید مختصر گفت اصل مطلب این استکه بانک لازم است و مسلم تمام عقلاست و این مطلب موقوف باطمینان است مردم این مملکت می‌توانند نفری پنج تومان بدهند و این نمی‌شود مگر باطمینان و اینکه شاه با شاهزادگان سرمایه بدهند که اسباب اطمینان سایرین بشود.

حاج معین التجار– دو چیز است که عدمش اسباب پریشانی و وجودش موجب آبادی ممللکت است یگی امنیت و یکی پول. هر دو اینها بسته بهم است حال هر کدام را مجلس جلو انداخت آندیگری حاصل خواهد شد.

آقا میرزا ابوالحسن خان– این امنیت پول نخواهد شد ولی از پول امنیت حاصل می‌شود مثلا پول بدهیم قشون برود راه اصفهان را امنیت بدهد اما امنیت واقعی آن اتحاد ماست که جنگ داخلی نداشته باشیو و یک مسئله دیگری است که هرکس صاحب چیز است کمک کند زیرا که از پنج تومان و ده تومان سرمایه بانک جمع نمی‌شود باید اشخاصی که دربانکهای خارج و زیرزمینها و غیره پول دارند امروزه فکر کنند که مملکت از دست می‌رود و پول بدهند.

آقا سید حسن تقی زاده– ترتیبات قدیمه بانک با ترتیبات حالیه خیلی تفاوت کرده حتی پولهم با بانک تفاوت کرده و همان طور که بانک لازم است پول هم لازم است سد اهواز هم لازم است و پول به جهت این مملکت خیلی لازم است اول قرار شد که سرمایه سی کرور باشد و قرار شد شش کرور دولت قرض نگیرد بالاخره قرار شد چهار کرور شود که از آن طرف جمع شده و از این طرف بدولت داده شود دولت هم بواسطه شدت احتیاج هر امتیازی که می‌خواست داد بانک لازم است و باید وزیر تجارت آنرا تاسیس نماید ولی برای دولت هیچ فایده ندارد تا پنج سال دیگر بر فرض چهار پنج کرور هم جمع شد و یک مختصری بدولت داده شود باز فایده بحال دولت ندارد امروزه هم بانک لازم است برای ملت و هم پول برای دولت و باید این دو از هم جدا بشود و بانک را اشخاص صحیح جمع شده تشکیل بدهنددیگر لازم بر جز خواندن و عجز و لابه نیست این مردم که می گویند قشون ملی حاضر است و همینقدر که اسم برده شود هزار خطابه میخوانند و رجز میگویند در موقع هیچ نمی‌دهند و حاضر نیستند در اول بعضی چیزها را داخل کرده بودند که خارج از موضوع بانک بوده مثالا گفتند گه عایدات دولتی داخل بانک شود و این یکی از خطیئات بود دولت هم از روی لابدی قبول کرد برای بانک هیچ چیز لازم نیست مگر اصول علمیه ولی برای دولت پول لازم است که کمیسیونی مختلط از وزرا و وکلا و غیره تشکیل کرده که علاجی نمایند این کمیسیون هم آنچه نقشه بود بنظر آورد ابدا علاجی برای رفع احتیاج دولت نشد بهترین کارها برای نجات ایران امروزه تحصیل و باری دولت ممیزی است و هروقت کهنه می‌شود میگویند شش ماه یا یکسال دیگر فایده می‌بخشد و حال آنکه شش ماه است همین طور معطل هستند اگر تا حال شروع کرده بودند حال نتیجه گرفته بودند.

آقا میرزا محمود خوانساری– عقیده بنده آن است ممیزی فعلا فایده آنی ندارد همان طور که آقا میرزا ابوالحسن خان گفتند کسانی که پول دارند کمک کنند تا کار پیشرفت کند.

احسن الدوله– فعلا هشت ماه است این صحبتها می‌شود و مثل خواب آشفته تعبیر ندارد ما اهل ایران همیشه عادت کرده‌ایم بمفت خوری پول پیدا نمی‌شود مگر بزحمت ما می‌بینیم مال خودمان را نمی‌توانیم خفظ کنیم آن همه زحمت کشیدیم و مبلغی بر خالصه افزودیم چه شد مسیو نوز را از گمرک اخراج کردند حسابش چه شد از گذشته‌ها می‌گذریم از اول هم تا حال چه کردند و آنچه ازمجلس گذشت کدام اجرا شد.

رئیس– جواب این مطلب با من است که هرچه باکثریت آراء در مجلس معین شد انشاءالله تا سه چهار روز بعد مجری شود.

آقا میرزاابوالحسن خان– اینکه گفته شد پول از بانک جداست من اعتقاد ندارم بانک مخزن پول است امروز آن وسعت را داریم که بانک فلاحتی وتجارتی وغیره تشکیل نمائیم ما امروزه این بانک را که تشکیل مینمائیم بجهت آن است که مایحتاج دولت را از مملکت بپردازیم که از خارجه قرض نکنند پس این بانک که تشکیل می‌شود باید مخارج دولتی را بدهد انکه می‌فرمایند ممیزی ممیزی هم نمی‌شود مگر بپول بعد از آنکه بانک پول بدولت نداد دولت می‌گوید من باید ادارات را منظم نمایم و اداره کردن ادارات محتاج بپول است باید از خارجه قرض کنم آنوقت جواب دولت را چه خواهند گفت.

حاجی معین التجار– از این اعتراض که جناب تقی زاده کردند مثل اینست که در مجلس تشریف نداشته آن وقتیکه مالیات راجع بمجلس ملی شد و اصلاح مالیه راجع بمجلس شد که مالیات به بانک ملی واردشود آتوقت ملت می‌گفتند که ما قرض دولت را مجانا می‌دهیم و مالیه داخل بانک شود این بود که قریب چهارصد پانصد هزار تومان پول هم داده شد حتی سعدالدوله گفتند شما باطمینان کی این پول را دادید گفتیم باطمینان جناب مشیرالدوله باری قرار شد که خمس سرمایه را بدولت قرض بدهند این شد که امتیازنامه دادند بعد از قرارداد قرض با بانک بنا شد ببرند آن قرار داد را بصحه همایونی برسانند بردند در دوشان تپه آن روز حال شاه خوب نبود کم کم تعویق افتاد. این شد که کم کم اسباب عدم اطمینان مردم گردید حتی از اصفهان نوشتند که ما اطمینان نداریم از خانه خود بیرون بیائیم چطور پول بدهیم.

حاج محمد اسمعیل آقا– مطلبی که بنده می‌خواستم عرض کنم بعضی از آنها را جناب حاج معین التجار فرمودند لازم بتکرار نیست. اول بلااول وزرا بمجلس آمده گفتند چهار کرور از خارجه می‌خواهیم قرض کنیم اگر قرض نکنیم رشته امورات از هم پاشیده خواهد شد. گفتند مجلس و ملت باین امر تصویب نمی‌کند که از خارجه قرض کنید گفتند چه می‌کنید جواب دادند خودمان می‌دهیم ولو اینکه مجانی هم باشد مجلس گفت مجانی نباشد از مجری صحیح بدهند و آن تشکیل بانک ملی است که لازم و ملزوم مشروطه است که تاسیس شود یکی هم از شرایط پیشرفت آن داخل شدن عایدات دولتی را ببانک دانستند این شد که جمعی با زحمت سرمایه جمع کردند و پول هم به قشون داده شد نمی دانم چه شد که تاخیر افتاد علت را نمی‌گویم همین قدر دیدند صلاح نیست این بانک تشکیل شود مساعدت نکردند همین طور که حالا هم مساعدت نمی‌کنند اشخاصی که سالها برده و ذخیره کرده‌اند باید کمک کرده و مشوق مردم بشوند ولی ابدا اقبال نمی‌کنند پس از تشکیل بانک و موجودی پول آنوقت رشته پاشیده حمع می‌شود و اینکه گفته شد ممیزی بشود ممیزی نمی‌شود مگر بپول و علامه این ترتیب فایده ندارد چیزی است که از رعیت گرفته شده بدولت داده می‌شود باید ثروت را زیاد کرد صحیح است باید ممیزی بشود ولی او بجهت این است که ظلم نشود و تساوی روی کار بیاید و این ثروت جبری است.

آقا سید حسن تقی زاده– از پارسال رمضان بنده در این مجلس بوده و در تمام کارها نظارت داشته و داخل بوده‌ام بعلاوه اختلافات مؤسسین بانک را اطلاع دارم و در تمام کمیسیون بوده‌ام نتیجه اطلاعات بنده فقط هم یک کلمه است پس صحیح نیست بگویند که من اطلاع ندارم از بیرون کار و بباطن آن درست مطلعم. اینکه اعتراض شد که من گفتم بانک پول نیست بلی بانک پول نیست برای دولت پول اول درجه لزوم دارد و خیلی لازم است که قطره قطره پول جمع شده در یکجا ثروت مملکت را زیاد می‌کند پس از آنکه مبلغ معتنابهی جمع شد آن وقت بر سه قسمت می‌شود یک قسمت احتیاطی یک قسمت دائمی یک قسمت دائر. از آن قسمت دائر قسمتی بقرض دولت بدهند آن هم باز قرض دولت است اما حالا دولت پول لازم دارد این هم نمی‌شود مگر بممیزی. میگویند ممیزی هم پول لازم دارد این ترتیب تسلسل می‌شود ممیزی چیزی است که همان روز شروع بدون گرو پول می‌دهند.

همانطور که آقا میرزا ابوالحسن خان فرمودند ممیزی مثل یک راه آهنی است که بمحض دایرشدن و طی کردن مسافتی پول عاید می‌شود از اینها گذشته ما باید رخنه‌ها را بگیریم و یک وزارت مالیه صحیح داشته باشیم و گذشته از این باید از طرف مجلس یک تفتش و نظارتی در امر مالیه باشد. اینکه گفتند بانک نظارت داشته باشد و عایدات دولتی وارد بانک شود این یک چیزی است که هیچ عاقلی نگفته است و اگر هم گفته‌اند از روی غفلت و بی اطلاعی است مردم بوزیر مالیه اطمینان ندارند چه رسد ببانک.

آقا میرزا فضلعلی آقا– اما در این که امروزه پول از برای مملکت لازم است هیچ شبهه نیست ولی اینکه بعضی میگویند متمولین باید پول بدهند و در این بانک بگذارند این ترتیب باجبار نمی‌شود باید از روی موافقت و اتحاد بآنها فهماند تا حاضر شوند و بدهند.

حاج سید عبد الحسین شهشهانی– یک مقداری از دردهای بی درمان ما را ان فرمایش جناب رئیس که فرمودند هر مطلبی که در این مجلس بر آن رای داده شد بعد از پنج شش روز من در موقع اجری خواهد گذاشت دوا کرد از بدو آغاز مشروطیت تمام مردم از هر جا اظها رهمراهی کرده‌اند تا اینکه بعضی گفتند از همه جا صدا بلند شد جز از خراسان من خواستم حرفی بزنم صنیع الدوله گفتند حالا باشد ولی امروز می‌گویم بدیهی است پس از آنکه ما بانک صحیح داشته باشیم همه بامنیت پول می دهند چیزی که از اول مانع هر کاری بوده بینونت بین دولت و ملت است اگر انشاءالله این بینونت برداشته شود و صداقت بمیان آید مردم با کمال اطمینان پول می‌دهند بهر حال این مقصود را باید بیک طوری بعمل آورد.

رئیس– امیدوارم انشاءالله این هفته صورت وقوع بیا بد دیشب تا ساعت پنج در همین مطلب صحبت شد بیک درجه اطمینان حاصل نمودم که انشاءالله بعد از این دولت و وزراء کمال همراهی را خواهند کرد.

آقا سید حسین– اگر روزنامه مجلس ملاحظه شود معلوم می‌شود که دو ماه تمام در موضوع بانک گفتگو شد مردم هم پول می‌دادند همین که دیدند فصول نظامنامه بعضی از آن رد شد سلب اطمینان از آنها گردید.

آقا میرزا ابوالحسن خان– یک چیز را ملت باید بفهمد که امروز بانک اگر تاسیس نشد اطمینان هم نیست در موقعی که محتاج هستند بفرستادن قشون بسمت آذربایجان تکلیف ملت چیست جز این که پول بدهند و حفظ مملکت خود را بکنند چاره هست؟ اینکه گفته شد شاهزادگان و بزرگان پول بدهند مقصود توهین و سخت گیری نیست که بعضی‌ها فهمیده‌اند ما شورش طلب نیستیم آنها را هم ارکان و بزرگان مملکت خود میدانیم وقتی که عموم ملت این مطلب را فهمیدند که در موقع کار باید کمک داشته باشند کار درست می‌شود چرا باید مغایرت بین دولت و ملت باشد ملت کیست همان دولت است و دولت کیست همان ملتست.

حاج سید نصرالله– یک امری را همه اتفاق کردند که باب سعادت ملت همین است و باید این مطلب ار همه بدانند و همت کنند حال اگر اختلاف مو شبهه شد نمیدانم و هیچ عاقلی منکر نیست که بانک موجب احیای مملکت است یک وقتی گفتند که ادارات دولت به جهت مخارج معطل است حتی شهر رمضان بود فرصت ندادند پس از گفتگوی زیاد قرار شد بانک تشکیل شود و صحبت آن بمیان آمد نمیدانم چه شد که تاخیر افتاد گویا آن اشخاصی که می‌خواهند دست قدرتی در مالیه دولت داشته باشند آنها مانع شدند بعضی گفتند اشخاصی که مؤسس شدند برای خودشان راه دخلی پیدا کردند این مسئله عیبی ندارد البته مؤسسین که زحمت می‌کشند فایده باید ببرند تا بانک تشکیل شود و احیای این مملکت نمی‌شود مگر ببانک ممیزی هم همان طوری که گفتند لازم است و اشخاصی که مانع این خیال شدند خبط کرده‌اند محض این که بست ید خودشان در مالیه کم نشود این کار را کردند.

حاجی محمد آقا– هر کس باید عقیده خود را اظهار کند و نتیجه بگیرد و بی نتیجه نماند این مسلم است که ثروت مملکت بتجارت و فلاحت است واین مطلب نمی‌شود مژگر بامنیت امنیت هم حاصل نمی‌شود مگر به پول در آناول که مردم شوقی داشتند و دیدند که دولت مخواهد از خارجه قرض کند همه گفتند ما بدولت مجانی می‌دهیم و دولت این مطلب را قبول نکرد این شد که گفتند باید بانک تشکیل شود و سرمایه از ملت در آنجا جمع آید مردم همه در کمال رغبت و میل حاضر بودند که بقدرالقوه در این امر همراهی نمایند بعد که دیدند از طرف دولت کوتاهی شد مردم هم از آن شوق افتادند حالا گمان نمی‌کنم که باعلان کردن تنها مردم حاضر شوند خوب است چند مجلس با وزراء و بزرگان نموده مذاکراتی بشود بعد بتمام ولایات بنویسند محتاج به پولست هر کس بقدر همت. وسع خود پولی تهیه کند که همراهی بدولت بشود آنوقت مردم خواهند پول داد. این عقیده شخص من است.

حاجی میرزا علی آقا– در این موضوع حرف یک کلمه است آن مسئله که موقوف علیه بانک و موجب حیات این مملکت است آن عقیده است که از شاه و گدا و تمام اهل این مملکت بلا تفاوت باید این اعتقاد را حاصل نمایند. که اگر این بانک تشکیل نشود و دولت و ملت اتحاد ننمایند این مملکت رفته است اسلام و کتاب خدا رفته است مثلا بنده یک خانه دارم و در آن خانه اسباب قیمتی و اشیاء نفیسه و قران قیمتی هم موجود است و اعتقاد پیدا کردم که یک حریفی میاید این خانه و اسباب را می سوزاند مرا هم خواهند سوزانید انوقت یک حرارت و هیجانی در من پیدا می‌شود که هر چه هست می‌دهم بسقا که آب بیاورد دیگر ملاحظه نمی‌کنم که مشکی چند است و این پارچه چه قدر قیمت دارد هر چه دستم آمد بدون ملاحظه در عوض آب می‌دهم بواسطه حرارت و اعتقادیکه در من پیدا شد اصل مطلب این است که تا ما آن اعتقاد را پیدا نکنیم که مملکت رفت اسلام رفت من بنشینم که شاه باید اقدام کند دیگری بنشیند که تجار بایددرتشکیل بانک اقدام کنند فایده و نتیجه ند ارد باید عموما این اعتقاد را پیدا کنند از شاه و علما ء و تجار و رعیت که مملکت می‌رود سلطنت می‌رود حجه الاسلامی می‌رود وزارت می‌رود تجار می رود آن وقت از روی آن حرارت و اعتقاد اقدام در تشکیل بانک نمایند.

حاجی معین التجار– مکرر این مطلب صحبت شد و امتیاز نامه هم بصحه همایونی رسید مجددا در زمان اتابک بعضی اصلاحات شده خوبست مجلس هر دو نسخه را بخواهد و ملاحظه شود هر کدام را صلاح دید یا محتاج بتغییر هم شد آن را اجرا بدارند هیچ لازم نیست که ما بگوئیم آن امتیاز نامه بصحه رسیده باید مجری شود اگر صحیح است همان والا هر چه را صلاح دیدند انطور ایجاد کنند این بانک برای مملکت لازمست این حرفها هم زیاد لازم نیست ان پولی هم که داده شده است خودمان دادیم لازم نیست که از بانک باشد.

وکیل التجار– بنده می‌خواهم عرایض خود را منتهی به نتیجه کنم انچه مذاکرات لازم بود شد بانک هم تاسیس شده بود و نظامنامه هم نوشته شده حال باید جهت تاخیر را دانست این تاخیر از دو طرف شده یکی از طرف دولت که هر روز یک مانعی پیش آورده بایست او را دفع کرد و یکی از طرف ملت در صورتی که در بدو امر مردم با کمال شوق پول می دادند حتی یک نفر کفشدوز را که پنج تومان برای زمستان خود تهیه کرده بود یک روز دیدم که می پرسد بانک کجاست و آن پنج تومان را داد به واسطه طول مذاکرات و مسامحه حس ملت خاموش شد و حالا باید این موانع را رفع کرد و بانک را تشکیل نمود.

وکیل الرعایا- بنده عرض می کنم آن امتیازنامه که بانک تحصیل کرد با آن طول مدت اگر این ملت ضعیف شرکت نداشته باشند وای به حال این ملت و هر گاه این بخواهند اقدام نکنند و خود را داخل و شریک در این بانک ننمایند باز چندی نمی گذرد که دوره استبداد به شکل دیگر بر می گردد و این فقرا به همان حال فقر و ذلت باقی خواهند ماند و باید امروزه بر بزرگان هم التماس کرد که بیایند شرکت کنند باید فقرا و عموم ملت شرکت نمایند ولی باید امروز بزرگان مدد قرضی به اجزاء بانک نمایند و آن پول ها را که به بانک های خارجه دادند بیاورند در این بانک بگذارند اگر بغیر از این ترتیب باشد این بانک به حال ملت فایده ندارد و تشکیل هم نخواهد شد.

آقا میرزا سید حسن – آنچه باید در فوائد بانک مذاکره شود شد. خوب است نتیجه گرفته شود و اگر نقصی دارد رفع نمایند وزراء از طرف دولت بیایند با وکلا گفت و گو نمایند تا هر عیبی در کار است رفع کنند و باید جای بانک معلوم بشود که مردم بدانند بانک هست تا مردم جای بانک را ندانند به کجا پول بدهند.

اسدالله میرزا – بنده می گویم این اهمالی که از طرف دولت شده باید فهمید برای چه بوده. یکی از بواسطه این بود که دولت می خواست از بانک قرض نماید و حقوق مردم را بدهد این مطلب حاصل نشد دیگر اینکه این امتیازاتی که دولت به بانک داده مثل راه آهن و امثال آن همه این ها پول لازم دارد و چنانکه آقای تقی زاده گفتند بانک همیشه باید یک وجه احتیاطی داشته باشد و ما همه می دانیم که ملت ما این قوه را ندارند که بتوانند از عهده اداره کردن این امتیازات بر آیند و اگر بخواهند در یک موقعی یکی از این امتیازات را به دیگران بدهند بانک مانع است از این جهت دیدند که این امتیازات با نبودن پول صحیح نیست و اسباب تعطیل ثروت است. بلی اگر پول باشد خیلی خوب است ولی با این حال که نتوانند از او استفاده بنمایند بی فایده و بی حاصل خواهد بود.

سیدالحکما – فرمایشات شاهزاده به موقعش صحیح است ولی معلوم می شود وقت خواندن امتیاز نامه حاضر نبودند. در آنجا قرار شد اگر کسی پیدا بشود که مثلاً راه آهن بخواهد بکشد در آن صورت بانک با تساوی شروط مقدم است واِلا به آن کمپانی داده خواهد شد حال چهار ساعت است در این مسئله مذاکره شده و نتیجه گرفته نشد خوب است به وزیر مالیه اخطار شود بیایند در مجلس مذاکره بشود هر چه صلاح شد نتیجه آنرا به حضور همایونی برسانند.

رئیس- اینکه شما می گوئید کار یک سال است که صحبت کردید و نتیجه گرفته نشده تاز یک روز است که این صحبت را در اینجا شنیدم بنده از حیث وکالت نه از حیثی که به ریاست انتخاب شدم خودم هم یک ملاحظه و فکری می کنم اگر چیزی باید به او ضمیمه کرد یا کم کرد می کنم. انشاءالله تا زود است نتیجه گرفته اقدام خواهد شد.

اسدالله میرزا- با آن امتیازات نمی شود.

حاجی معین التجار- چرا با آن امتیازات نمی شود. در همه مملکت هست که با تساوی شروط بانک مقدم است.

اسدالله میرزا – هر کاری پول و اسباب می‌خواهد. امروزه در این مملکت موجود نیست.

آقا میرزا ابوالحسن خان – این مذاکرات بعد از آن گفت و گوهای حاجی معین التجار بی فایده است. که گفتند امتیازنامه و قرارنامه که داده شده است ملاحظه بشود اگر صحیح است فبها واِلا به هر طوری که صلاح است تغییر بدهند و بانک تشکیل شود.

رئیس- گویا امروز بقدر کفایت در این خصوص مذاکره شد. این مطلب باشد برای روز شنبه بعد از قرائت قانون. هر کس فکر بکند آنچه بنظرش می رسد آنروز گفت و گو شود.

(صورت راپرت هیئتی از وکلا که به جهت تعزیت جناب مؤتمن الملک و تحقیق مرض مرحوم مشیرالدوله رفته بودند قرائت شد که به مرض قلبی مرحوم شد و ابداً آثار سمی و سوءظنی مشاهده نشد)

آقا میرزا ابوالحسن خان – عباسقلی خان نواب گفت طبیب سفارت انگلیس پس از برگشتن گفته بود که مشیرالدوله به مرض قلبی مرد.

آقا ملا حسن وارث- لایحه از انجمن اتحادیه اصناف عرض شده است خواهش نمودند که قرائت شود. لایحه قرائت شد قریب به این مضمون که ما ملت ده سال است آنچه داشته ایم در این راه صرف کردیم و همه دلخوشی ما به این است که مجلس داریم بدیهی است هر ساعت وقت مجلس یک کرور قیمت دارد ولی افسون که تا کنون اوقات مجلس در وظیفه خود صرف نشد. امیدواریم از توجه شخص ریاست جدید اوقات مجلس منظم و کارها اصلاح شود ولی چند مطلب از مجلس مقدس استدعا می نمائیم.

اولاً- تدارک یک قوت و قدرت به سرکردگی یک نفر سرداری که عرق ملی در او باشد برای سرحد ارومی که حکومت آذربایجان را به آن قوت و قدرت همراهی و کمک نماید.

ثانیاً- همانطوری که در عریضه قبل عرض شده بود در تشکیل کمیسیونی برای مذاکره کردن در خصوص بانک که بیش از تأخیر نیفتد و هر چه زودتر است برقرار شود.

ثالثاً- در خصوص نقیصه وکلاء اذن بفرمایند که در این هفته ملت آن ها را انتخاب نمایند و کسری وکلای ولایات را هم زودتر بخواهند.

رئیس- صحیح است در واقع تکمیل وکلاء از فرائض ذمه ما است باید بخواهیم و سایر مطالبشان هم صحیح است انشاءالله همه اصلاح خواهد شد.

آقا سید حسین- آیا باید هر طبقه وکلای خودشان را انتخاب کنند یا عموماً انتخاب نمایند آنهم معلوم شود که از چه صنف باید انتخاب بشوند

(در این موقع صورت راپرتی از دفتر مجلس که حاوی بر عدد کسر وکلا از دارالخلافه و سایر ولایت بود قرائت شد).

رئیس- اینکه وکلای ولایات نمی آیند جهت نبودن حقوق است و این مسئله خیلی اهمیت دارد در هر صورت باید باقیمانده از وکلا را خواست که بیایند. مسئله دیگر عمل کرمانشاهیان است که در پائین داد و قال می کنند باید فکری هم برای آن ها کرد. آقای حاج سید ابراهیم مدتی است داخل کار این ها بوده بگوئید چه داده شد.

حاجی سید ابراهیم – باید این بیچاره ها را آسوده کرد و خیلی بر این ها سخت می گذرد. قرار شد که یک پولی به این ها داده بشود بروند چهار نفر وکیلشان بمانند که در اینجا درست رسیدگی شود.

محقق الدوله – بنده در یکی دو مجلس در عدلیه بودم بعد دیگر نتوانستم حاضر شوم آنچه تحقیق و معلوم شد قتل و غارت بر این ها واقع شده ولی قرار شد که در عدلیه آن تحقیقات صحیحه بعمل بیاید و نتیجه گرفته بشود چون این مطلب قدری طول دارد و این کرمانشاهیان در غربت با این هوا نمی توانند بمانند همه ناخوش خواهند شد و گذشته از آن بر این ها سخت است لذا قرار گذاشتند که یک وجهی به ایشان داده بشود بروند و چهار نفر از ایشان بمانند که درست رسیدگی شود و آنهائی هم که سبب این کار بودند آن ها را هم بخواهند بیایند در این جا تا کاملاً تحقیق و رسیدگی بعمل آید.

رئیس- نتیجه این تحقیقات را باید از عدلیه خواست و دیگر بیش از این نباید کرمانشاهیان را در اینجا معطل کرد.

آقا میرزا ابوالحسن خان– فرمایش جناب رئیس صحیح است ولی عدلیه باید نتیجه آن تحقیقات را پیش اشخاصی که در کمیسیون تحقیق بودند روی کاغذ بیاورد و آن اشخاص مُهر کنند آنوقت اگر وزیر عدلیه نتوانست اجرا کند مجلس قادر است که حکم عدلیه را اجرا کند.

رئیس التجار – این مطلب فعلاً برای کرمانشاهیان فایده ندارد باید چهار نفر وکلای آن ها در اینجا بمانند تا کار آن ها درست رسیدگی شود.

وکیل التجار- حکم عدلیه باید به مهر و امضای اعضای آن کمیسیون باشد وکلائی که آنجا بودند نباید مُهر کنند زیرا که آن ها نظار بودند و دیگر اینکه امتحان شد امضا و مهر وکلا اسباب اشکال و دردسر است.

محقق الدوله – غرض این است که حکم باید به مُهر اجزاء عدلیه باشد نه وکلا.

آقا میرزا ابوالحسن خان – بنده عقیده ندارم که پول به آن ها داده بشود زیرا که فردا از جای دیگر می آیند باید به آن ها هم پولی داد و راه انداخت. باید به عرض آن ها رسیدگی کرد و احقاق حق نمود. بلی اگر از روی اضطرار و استحقاق باشد باید خرج سفر داد و راه انداخت.

آقا سید حسین – باید این مطلب را درست تحقیق و رسیدگی کرد هر کس سبب این کار بود از او بگیرند.

رئیس- تحقیق این مطلب مشکل است من خودم در کرمانشاه هر چه خواستم تحقیق کنم نشد مطلب بس پیچیده است که نمی شود به این زودی ها او را تحقیق کرد. این که می گویند آن هائی که این کار را کردند بخواهند بیاورند این هم مشکل است به جهت اینکه آن اشخاص بعضی سرحد دار هستند به خواستن آن ها اسباب اغتشاش فراهم می آید تکلیف دولت هم نیست ولی خود آنها هم حاضرند که یک چیزی بدهند باید مطالب را به یک طوری رسیدگی کرد که اسباب اشکال نشود و این بیچاره‌ها هم آسوده شوند.

آقا سید حسین – میگویند جناب رئیس از این امر اطلاع دارد.

رئیس– بنده آن اطلاعی که فایده داشته باشد ندارم من هر چه خواستم در آنجا بفهم که شاهزاده محرک بوده یا نه. جمعی می‌گفتند او محرک بود و امر کرد که بچاپند. جمعی دیگر می‌گفتند او محرک نبوده است. با این متناقضات چطور می‌شود فهمید و حکم کرد؟

سیدالحکما– حالا که قرار شد در عدلیه رسیدگی شود هر وقت که مطالب درست تحقیق شد آنوقت حکم نمایند.

رئیس– مجلس می‌خواهد ختم شود یک کاغذی از جناب مؤتمن الملک رسیده قرائت شود. (قرائت شد)

خدمت ذیشرافت جناب مستطاب اجل اکرم آقای احتشام السلطنه رئیس مجلس مقدس شورای ملی دام اجلاله العالی
شرحی دیروز در روزنامه یومیه حبل المتین نمره ۱۱۶ در محل راجع بمذاکرات مجلس مقدس درج و تلفونی باین بنده نسبت داده بودند که بهیچوجه صحت ندارد شرح مزبور از این قرار است در باب فوت مرحوم مشیرالدوله اظهار شد که خوب است از طرف مجلس تحقیق بشود که بچه مرض وفات یافته تلفونی از مجلس در این باب بمؤتمن الملک شده جواب بعد از اظهار تشکر و امتنان زیاد اینکه دیروز عصری بعد از قولنج سکته نمودند دکتر فرنگی آوردیم که تحقیق نماید و فعلا هم نعششان را امانت در امامزاده صالح گذاشتیم هرگاه مجلس مقدس لازم میداند تحقیق بعمل بیاید. اولا بنده بهیچوجه عرض نکردم که مرحوم مبرور مشیرالدوله طاب ثراه روز جمعه بعد از مراجعت از دربار قولنج و فوت کرد زیرا که آن مرحوم روز جمعه از خانه بیرون نرفت. ثانیا در باب آمدن وکلا محترم برای معاینه در روزنامه طرزی نوشته شده است مثل این که معاینه را بنده خواسته باشم صورت واقع از از این قرار است که عرض می‌شود از طرف مجلس مقدس بعد از اظهار تعزیت گفته شده بود که شش نفر از وکلا محترم برای معاینه خواهند آمد شما نعش را تا ورود مشارالیهم حرکت ندهید بنده در جواب تعزیت تشکر کرده عرض کردم وکلا محترم از طرف مجلس اگر مامور معاینه هستند چه عیب دارد تشریف بیاورند نه مسئله دربار رفتن در میان بود نه خواستن طبیب برای معاینه.
از حضرت مستطاب عالی مستدعی هستم که در این موقع این مسئله را تکذیب و در روزنامه مجلس و روزنامه حبل المتین بطور واقع تصحیح فرمایند موجب بسی تشکر و امتنان خواهد شد. زیاده عرضی ندارد.

رئیس– صحیح است همین طوری که نوشته باید در روزنامه درج شود.

دسته‌ها