مذاکرات جلسه ۱۸ شهریور ۱۲۸۶ مجلس شورای ملی: انتخاب احتشام السلطنه به ریاست مجلس – لایحه صدرالعلما و جواب مجلس

تاریخ تصویب: ۱۲۸۶/۰۶/۱۸
تاریخ انتشار: ۱۲۸۶/۰۶/۱۸

مذاکرات روز سه شنبه غره [اول] شعبان المعظم ۱۳۲۵ دارالشورای ملی

خلاصه مذاکرات روز یک شنبه ۳۹ را آقا میرزا طاهر قرائت کردند.

نایب رئیس– در خصوص تلگرافی که از مجلس مقدس به وزیر دربار مخابره شده بود جواب رسید که اعلیحضرت همایونی چنین فرمودند که بین مجلس و شخص اعلیحضرت بینونیت و مغایرتی نیست تا آنکه قایل بشویم شخص واسطه لازم است که مراتب را بعرض همایونی برساند بلکه باید در هر موقع که مطلبی لازم باشد باید حضورا وکلا بحضور همایونی عرض نمایند بنابراین امروز کمیسیونی مشتمل بر شش نفر انتخاب می‌شوند که عصر در صاحبقرانیه بحضور اقدس اعلی جویند و مطالب را شفاها عرض کنند.

حاج محمد ابراهیم– این شش نفر خواهند رفت ولی مطالب را بواسطه اینکه نمی‌توانند کماینبغی عرض کنند معوق می‌ماند.

سیدالحکما– قرار چنان بود که اول مجلس قانون خوانده شود.

نایب رئیس– امروز چند فقره کار داریم یکی در خصوص تعیین این هیئت بجهه شرفیابی بحضور همایونی یکی هم تلگرافاتی که از تبریز رسیده است دیگری در خصوص انتخاب رئیس مجلس حالا باید دیگری از این مسائل مطرح شده نتیجه گرفته شود.

وکیل التجار– گویا این مسئله خیلی صحیح است و نباید بین اعلیحضرت و مجلس مغایرت باشد منتهی ان اشخاصی که می‌روند باید مذاکراتی که می‌شود پروگرام آن نوشته و در مجلس قرائت شود بعد در حضور همایونی نمایند.

آقا میرزا محمود خوانساری- اشخاصی که می‌روند حیا و خجالت مانع است از اینکه درست مطالب را بعرض همایونی برسانند.

آقا سید حسن تقی زاده– در خصوص کمیسیونی که باید بحضور همایونی مشرف شوند در این قابل مذاکره نیست در موقعی که شخص اعلیحضرت همایونی با هیئت کابینه خواسته‌اند به مجلس تشریف بیاورند نباید اینگونه مباحثه بشود. بلی مطالبی که در حضور همایونی عرض می‌شود باید نوشته شده گفتگو شود.

نایب رئیس– حالا اختلافی در بین نیست در این که باید این هیئت بحضور همایونی مشرف شوند و در آخر مجلس این هیئت انتخاب می‌شود.

آقا شیخ حسین– بعقیده بنده مطالبی که باید حضورا عرض شود باید در مجلس سری گفتگو شود.

حاج محمد تقی– باید تمام مطالب در این مجلس علنی گفتگو شود.

حاج امام جمعه– تمام مطالب باید در مجلس علنی گفتگو شود که تمام ملت مستحضر شوند مگر مطالب مهمی که محرمانه باشد.

مستشار الدوله– در اینکه انتخاب وزرا با شخص اعلیحضرت است شبهه ندارد ولی چون در این موقع که شخص اعلیحضرت خیال تشریف فرمایی به مجلس را دارند باید وزرا طوری انتخاب شوند که بتواند از عهده خدمت مرجوعه بخود برآیند. امروز همه کس نمی‌تواند از عهده وزارت داخله برآید این هیئت در این دفعه دارای اهمیت زیاد هستند چون شخص اعلیحضرت معرفی می‌فرمایند خوب است قبل از وقت مطالبی که راجع باین هیئت است نوشته بحضور همایونی عرض شود که این نکته خیلی اهمیت دارد.

نایب رئیس– مطالب تقریبا همین است که مستشارالدوله گفتند حال باید نوشته شود.

آقا سید حسن تقی زاده– اینکه گفتند آنهایی که منتخب شدند قابلیت ندارند بموجب قوانین مشروطیت خودشان مجبور به استعفا خواهند شد این مطلب را پریروز هم گفتم در هر جا انتخاب وزراء با اعلیحضرت است ولی باز خود وزارت شرایطی دارد در سایر جاها این ملاحظات رعایت می‌شود ولی در اینجا آن شرایط مقرره ملاحظه نشده اینجا وزارت عمومیت دارد که هر کس را بخواهند وزارت می‌دهند ولی اینطور نیست از اشخاص کافی قابل عالم چند نفر را معین می‌کنند آنوقت در میان آنها وزرا را انتخاب می‌نمایند باید این مطلب باینها یادآوری بشود.

آقا میرزا ابوالحسنخان– در ایران هنوز این ترتیب را نمی‌شود معمول داشت. اشخاصی که قابل وزارت هستند و به مسند وزارت بودند همین عده معدود هستند.

آقا میرزا فضلعلی آقا– این مطلب هم مذاکره بشود چند نفری که اقرب جواب هستند نوشته شود معین گردد. (گفتند این ترتیب تکلیف مجلس نیست)

حاج امام جمعه– اشخاصی را که گفتند ما تعیین نماییم این ترتیب صحیح نیست زیرا که مسئولیت آنها آن وقت بپای ما خواهد افتاد. خوب است که اختیار این کار را راجع بخود آنها نمایید تا بتوانید که بر آنها ایراد کنید. (گفتند اگر برخلاف و غلط کاری کردند باید اخطار نماییم)

وکیل الرعایا– بموجب این انتخابی که شده است گویا درست از وضع مملکت مسبوق نباشد این هیئت که می‌رود خوب است عین واقع را بعرض برسانند اشخاصی که در اطراف اعلیحضرت هستند چیزهایی که صرفه خودشان است خواهند گفت ولی شما تمام آن چیزها را که میدانید می‌توانید بگویید.

حاج امام جمعه– وزرایی را که مصلحت ندانیم پیش از وقت محق هستیم که بگوییم ما این ترتیب را کافی نمیدانیم.

مستشارالدوله– در ذیل این عرایض که شد این هم گفته شد ترتیب مشروطیت آن وقت است که کار در دست امین باشد تا حال در این مملکت که این همه انقلابات شده بواسطه همین است که مردمان کاردان نداریم حالا می‌خواهند بهمان ترتیب سابق رفتار نمایند و کسانی که خیلی ماهر هستند در زاویه مانده‌اند فقط مطمح نظر همان بوده که اشخاص مخصوصی که در کار دخالت داشته‌اند باشند والا دایره هم اینقدر تنگ نیست مجلس می‌تواند که الان سی نفر را معین نماید و لازم نیست همان وزرای سابق باشند چه ضرر دارد از اشخاصی که عالم هستند و هنوز وزارت نکرده‌اند منتخب نمایند مثل رئیس الوزرای فرانسه که سابق یک نفر وکیل بوده.

حاج محمد اسمعیل آقا– اینکه گفته شد انتخاب وزرا با اعلیحضرت است عرض می‌کنم اینطور نیست. اعلیحضرت یک نفر را بسمت رئیس الوزرایی معین می‌فرماید و او و سایر وزرا را انتخاب می‌کند نه اینکه فرد فرد را اعلیحضرت انتخاب فرماید. باید آنها را رئیس‌الوزرا انتخاب کند و ضامن اعمال همدیگر باشند آنوقت این انتخاب را مجلس نمی‌تواند بگوید من قبول ندارم.

حاج محمد ابراهیم– ما قسم خورده‌ایم نه بملت و نه به دولت خیانت کنیم مادامی که ما در اینجا نشسته‌ایم اگر ببینیم غلطی واقع می‌شود باید آنچه حق است بگوییم.

آقا سید محمد جعفر– آنچه معلوم می‌شود از روی اصول مشروطیت و اصول عقلایی که انتخاب رئیس الوزرا با اعلیحضرت باشد و انتخاب سایر وزرا با رئیس الوزرا باشد محض آنست که این ترتیب از روی صحت باشد نه از روی اقتراح.

آقا میرزا ابوالحسن خان– اینکه گفتند انتخاب وزرا با شاه است همینطور حق است بعد از اینکه شاه یک نفر را انتخاب فرمود و به او امر کرد که سایر وزرا را انتخاب نماید و مسئولیت را از او بخواهد بر او است که اشخاص قابل کاردان را انتخاب نماید و هیچکس حق گفتگو ندارد مگر اینکه نتوانند از عهده کار برآید آنوقت عزل ایشان را مجلس از پیشگاه همایونی درخواست می‌کند.
همین طور که شاه رئیس الوزرا را معین می‌کند می‌تواند بگوید فلان کس هم از برای فلان وزارت خوب است ولی رئیس الوزرا حق دارد رد کند یا قبول نماید چون او مسئول است.

نایب رئیس– باید چند مطلب دیگر هم مذاکره شود این مطلب که باید حضور همایونی عرض شود فی الجمله معلوم شد در آخر مجلس نوشته می‌شود.

آقا سید محمد جعفر– اگر شاه اقتراحا کسی را انتخاب کند حق ندارد مثل اینکه بقال را بجای طبیب اختیار نمایند که این طبیب است این ترتیب را مجلس حق دارد رد کند باید اشخاصی باشند که قابلیت داشته باشند

حسام الاسلام– یک قضیه فرض می‌کنیم یک پدر مهربان و یک مادر مهربان که ده اولاد دارد حالا این مادر مریض شده طبیب آورده‌اند از برای معالجه کرارا تجربه شده است که او از عهده بر نمی‌آید آیا باید حرف پدر را در اینجا قبول کرد؟ این وطن مادر ما است آیا باید بگذاریم که این مادر بمیرد؟ ما امروز طبیب حاذق می‌خواهیم اینها قابل نیستند.

(تلگرافی از ارومیه بتوسط تقی زاده رسیده بود قرائت شد) خلاصه آن این بود که:

کرارا تلگراف از طرف وزارت داخله رسید که اگر عساکر عثمانی عقب ننشینند جلو نخواهند آمد اینک می‌بینیم نتیجه بعکس می‌بخشد مبالغی پیش آمده خیال پیش آمدن هم بعد از این دارند تقریبا تا حال یک صد و پنجاه قریه را ضبط کرده‌اند فعلا تا در فرسنگی شهر را متصرف شده‌اند این محال آذربایجان است. علاوه مایحتاج ما از این محال می‌رسد و آنها تمام در تصرف عثمانی است با این اوضاع لابد هستیم یا تسلیم شویم یا جلای وطن اختیار کنیم اینست که صریحا عرض می‌کنیم عما قریب ارومیه غصب خواهد شد همین که ارومیه رفت اذربایجان هم رفته است تا زود است باید علاجی کرد پلیتک مملکت در دست شما است هر چه زودتر علاجی بیاندیشید.

علماء و اعیان و تجار ارومیه

تلگرافی از تبریز بطهران حضورا مخابره شده بود قرائت شد قریب باین مضمون:

در خصوص ارومیه با وکلا گفتگو شد نتیجه آن ماموریت حضرت والا فرمانفرما شد الحق این حسن انتخاب را باید سعادت آذربایجان قرار بدهیم ولی در صورتی نتیجه خواهد داد که مساعدت از طرف دولت بشود افسوس که رقابت و تسامح اولیای دولت با تجاوزات عثمانی منافات دارد همه روزه مشغول تجاوزات هستند اگر مذاکرات پولیتکی در بین است زودتر اگر هم باید تهیه دیگر شود آن هم زودتر افسوس که زحمات حضرت والا به هدر می‌رود هر چه باید اقدام شود زودتر زیرا که با این تجاوزات همسایه ممکن است فسادهای دیگر تولید شود.

انجمن تبریز

تلگراف دیگر از تبریز از شاهزاده فرمانفرما مخابره شده بود قرائت شد قریب باین مضمون:

سردار معتضد شما کی حرکت می‌کنید؟ آقایان چه خیال می‌کنند عساکر عثمانی تجاوز نموده‌اند اگر باین ترتیب باشد مرا پیش مردم مقصر قلم خواهند داد یا اقدام شود یا مجلس تصویب نماید تا اقدام کرده لااقل خود را به کشتن بدهیم.

فرمانفرما

حاج محمد آقا– مقصود از خواندن این تلگرافات چه چیز است؟ اگر مقصود سوزاندن قلب وکلا است از چند ماه باین طرف لاینقطع می‌سوزد. اگر مقصود علاج است چرا از راه آن بر نمی‌آیید؟ چندی قبل انقلابات خوی و ارومیه مذاکره شد هر چه اصرار شد که جلوگیری کنند نشد تا اینکه طمع همسایه غلبه کرد. بالاخره قرار شد که از دو زده شود و وزیر امور خارجه با مذاکرات پولتیکی قدری عمل را تصفیه نماید تا کنون چه اقدامی شده است مملکت در شرف موت است اگر چاره فوری دارید بکنید والا بملت اطلاع بدهید که تکلیف خود را بدانند.

حاج امام جمعه- تاکنون معتقد همه علما و مجتهدین شیعه خواه آنها که در عراق عرب اقامت دارند یا آنها که در ایران بوده‌اند بر این بود که اعلیحضرت سلطان عثمانی پادشاه اسلام پرست و منظورشان رفع اختلاف از بین مسلمین و اتحاد کلمه مسلمانان است و باین جهت همه علمای شیعه دعای ایشان را مثل دعای اعلیحضرت پادشاه ایران بر خود لازم می‌دانستند در منابر و مساجد دعا کرده مردم شیعه را باتحاد با سایر مسلمین ترغیب می‌نمودند مخصوصا خود بنده همیشه در خطبه جمعه دعای سلطان را ردیف دعای پادشاه ایران می‌کردم افسوس که آنچه ظاهر می‌شود حالا عکس معتقد علمای اعلام شیعه است و معلوم می‌شود سلطان عثمانی کینه دیرینه با ملت شیعه داشته جامعه اسلامیت و اخوت اسلامی را درباره ما رعایت نکرد سهل است مثل دول همجوار دیگر که با ما تباین دینی دارند هم با ما رفتار نکرد در این موقع که بواسطه اغتشاش داخله خود مشغول هستند فرصت را غنیمت شمرده و ضعف ما را قوت خود پنداشته بمملکت ما سوق عسگر نموده و حمله آورد کهنه لاهیجان که در آنجا گفتگو داشت و ادعا می‌نمود سهل لاهیجان نازه و محل و دشت و محال مرکور و ترکور و برادوست را عسکر آورده می‌خواهد غصب نماید و حالیه به محال صومای که سه فرسخی سلماس است عکسر فرستاده و در این محالات در قتل و غارت ابدا مضایقه و خودداری نکرد حتی اطفال دو ساله ما را سر برید و زنان شیعه را شکم درید حقیقه اسلامیت و برادری را خوب رعایت نمود ما ملت شیعه به آواز بلند بطوری که همه سی کرور ایرانی بشنود بلکه هفتاد کرور مطلع شود می‌گویم اعلیحضرت سلطان می‌خواهد آن مسئله مضیعه اسلام که در حقیقت تمام بدبختی اسلام از آنجا ناشی شده یعنی نزاع و اختلاف شیعه و سنی را تجدید نمایند در دنیا پادشاهان با قوت و با انصاف هستند گمان ندارم آنها راضی بشوید همسایه قوی بهمسایه ضعیف خود تا این درجه بدون هیچ بهانه ظلم و تعدی نماید و ابنای نوع خود را اینقدر قتل و اعدام نماید ما سی کرور ملت ایران تا قطره خون در بدن داریم راضی نمی‌شویم عثمانی یک وجب خاک ما را به غیر حق تصاحب نماید و تا همه ایرانی قتل عام نشوند دولت عثمانی بجاهایی که آمده نمی‌تواند تصاحب نماید لکن چیزی که خیلی اسباب تعجب است این است وزرا و سر کرده‌های ما ایرانیان بدبختانه غیر از تعمیر پارک و تکثیر مال ابدا در فکر هیچ نیستند گویا غیرت اسلامیت و حس ملیت آنها بالکلیه ضایع شده‌ای وزرای محترم ایران و ای سرکرده‌های با احتشام ای شاهزادگان ایران آیا خاک ارومیه خاک ایران نیست و ارومیه بهشت ایران محسوب نمی‌شود؟ آیا اهل ارومیه برادران و خواهران شما نیستند یا شما ایرانی نیستید؟ اطفالی که سر آنها را بریدند ایرانی زاده نیستند؟ زنهائی که شکم دریدند خواهران شما نیستند؟ چه شده است غیرت و حمیت ملیت شما در این مدت چهل روز که ناله‌های جانسوز مرد و زن ارومیه بشما می‌رسد چه حرکت کردید چه اقدام نمودید تاکنون در این چهل روز اقلا پانصد نفر قشون به ارومیه فرستادید می‌خواهم قدری هم ترقی کرده عرض نمایم اعلیحضرت پادشاه ایران که امروزه یکی از دو پادشاه اسلام هستید آیا راضی می‌شوید زن‌های ارومیه اسیر اکراد و دستگیر اجانب شوند آیا رعیت عیال پادشاه نیست؟ ناموس پادشاه نیست؟ این پردگیان که اسیر شدند رعایا و زیردستان پادشاه نیستند؟ چرا به آنها فریاد رسی نمی‌فرماید چرا ملت غیور ایران که این تعدیات عثمانی را که در همه ممالک مذکور می‌شود و منتشر می‌شود غیرت و حمیت نمی‌نماید حالا که معلوم می‌شود قشون ایران برای حمایت برادران خود و خواهرانشان تعلل و مسامحه می‌نماید ملت چرا در حفظ خاک و ابنای وطن خود این قدر مسامحه می‌نماید چهل روز است داد و فریاد می‌کنیم غیر از استرآباد صدایی شنیده نشده از آنجا تلگرافی کرده بودند که در جان دادن حاضر هستیم.

لسان الحکما– این که جناب حاج امام جمعه فرمودند صحیح است و از طرفی عثمانی نایب زکی پاشا مامور شده که بیاید از این طرف کمیسیون فرستاده شده آنهایی که حلال تعدی می‌کنند ماموریت ندارند تا زود است این کمیسیون را تشکیل نمائید.

حاج محمد اسمعیل آقا– فرمانفرما سی هزار تومان خواسته است نداده‌اند اینجا هر شب بیست هزار تومان می‌برند خرج می‌کنند.

آقا سید محمد جعفر– ببینید سلاطین اسلام در سابق چه اقدامات می‌کردند مادامی که ترتیب ما به این بیحالی بگذرد روز بروز کار ما بدتر خواهد شد. در زمان خلیفه عباسی اگر وقتی که یک زن را می‌بردند ببلاد خارجه خود سلطان می‌رفت و شخصا طرف می‌شد حالا چند نفر عیاش پیشرو کار ما شده‌اند هر وقت می‌آیند به مجلس سرما را بیکطوری می‌پیچند ما هم همین طور ساکت می‌مانیم اگر خودتان غیرت دارید اقدام بکنید.

مستشارالدوله– علاوه از اقدامات پولیتکی که از طرف دولت شده سایر دول هم پاره اقدامات کرده‌اند ولی با وجود این اقدامات یک قوه دافعه هم لازم است که اسباب پیشرفت کار باشد چنانچه همین مطلب را هم بما فهمانده‌اند که بدون اقدامات شما سایرین هم اقدامی نخواهند کرد قرار بود از اینجا فوج خمسه برود یک نفر نرفته وقتی هم که می‌خواهد برود جیره می‌خواهد مسلم است. این ترتیب از سیئات وزرای سابق است. از قزاقخانه اطلاع دارم که فرمانفرما چند سوار و پیاده خواسته بود هنوز نرفته‌اند بیست روز در گفتگو بوده‌اند. پلکتیک اول می‌گفته است که قزاقهای من درست مشق آزموده نیستند و ثانیا بجهت سانی که باید بدهم باید مهیا باشند تا چهارم شعبان که سان دادم آن وقت بروند مملکت وقتی حالش اینطور باشد که یک سرهنگ این طور بگوید و هر وقت او را الزام کنند بگوید اگر نمی‌خواهید استعفا می‌دهم چون می داند که در استعفای او پار معاذیر و مشکلات در کار است باین حال چه می‌توان کرد علاوه گفته است به جهت این عده قزاق پنج هزار تومان مخارج راه لازم است حال اگر صلاح می دانید همین مطالب هم بحضور همایونی عرض و اظهار شود اگر در حقیقت دولت حاضر است با تمام قوا ما هم حاضر هستیم والا تکلیف معلوم شود.

احسن الدوله– از این مجلس خیلی تعجب دارم که دو ماه است صحبت از ارومیه و خوی می‌شود و هیچ اقدامی نمی‌شود فرمانفرما را برای اصلاح کارهای آنجا نفرستادند خواستند او را بیک قسمی از اینجا بدوانند حالا که رفته است از هر طرف کار را بر او تنگ کرده‌اند.

آقا میرزا فضلعلی آقا– میگوئید که اقدام شود اقدام بر دو قسم است یکی سیاسی یکی داخلی. باید پشت به پشت هم داد و کار کرد تا امروز هیچ اقدامی نشده است هر کس عاقل است با این وضع می‌بینیم زیر بار کار نمی‌رود آنها هم که هستند از ایشان کار ساخته نیست امروز تنها عثمانی داخل خاک ما نشده است عثمانی از سه طرف محرک دارد باید فهمید محرک او کیست فی‌الحقیقه امروز چهار سر داخل ایران شده است.

آقا میرزا ابوالحسن خان– همان که گفتید امروز هیچ کس فکر ما نیست اتصالا گفته می‌شود اقدامات سیاسی شده هیچکدام از ایها بدرد ما نمی‌خورد و برای ما دلشان نمی‌سوزد.

آقا ملا حسن وارث– امروز دو ماه است این صحبت‌ها می‌شود امروز هم می‌روند حضور همایونی باز هم اظهار همراهی می‌شود ولی نتیجه ندارد باید برای ملت فکری کرد

(در این موقع از حال جناب آقا میرزا ابوالحسن خان معلوم بود که از شدت حرارت از حال طبیعی خارج شده بودند در ضمن مذاکرات گویا از طرف وثوق الدوله که سمت نیابت ریاست داشتند امر بملایمت شده بود و ایشان ملتفت نبودند وثوق الدوله آزرده شده از نیابت ریاست استعفا دادند و جناب آقا میرزا ابوالحسن خان ترضیه خواسته و بالاخره چون بعد از استفعای صنیع‌الدوله رئیس از برای مجلس منتخب نشده بود و منتظر وقت بودند در این وقت ورقه رای منتشر و به اکثریت آراء احتشام السلطنه به ریاست انتخاب شدند. از طرف مجلس هیئتی از وکلا بمنزل رئیس رفتند و حضرت معظم را با جلال و شکوهی تمام وارد کردند. یک مرتبه صدای مبارک باد بلند شد. هر یک از وکلای عظام تبریکات صمیمانه خود را اظهار و در خصوص هیئتی که از مجلس مقدس با پست بحضور همایونی مشرف شوند مذاکره و ورقه رای منتشر به اکثریت آرا شش نفر معین شدند: حاج امام جمعه – حاج سید نصرالله – آقا سید محمد جعفر – آقا میرزا ابوالحسن خان – حسام الاسلام – مستشارالدوله.)

حاج امام جمعه– امروز وقت گذشته تا حضرات هم بخواهند بروند عصر است. سه ساعت بغروب مانده هم احضار شدند. اگر رای بدهید بماند فردا عصر مشرف شوند.

(گفتند نمی‌شود.)

محقق الدوله– مطلب مهم در پیش است و همان طور که آقایان گفتند وقت تنگ است و این عده که شرفیاب حضور همایونی می‌شوند در باب هیئت وزرا است باید عموم وکلا مسبوق از مذاکرات باشند مقرر فرمائید صورت آن روی کاغذ آمده تا همه بدانند.

آقا میرزا محسن– چطور است فردا صبح باشد.

محقق الدوله– قرا شد روز سیم ماه شخص اعلیحضرت هشت نفر وزیر را معرفی نمایند بایست حسب الامر امتثال شود.

حاج امین الضرب– امروز بروند بهتر است جناب موتمن الممالک راپورت دو فقره قبض که در میان بروات صرافها به تقلب درآمده بود به مجلس مقدس عرض نمودند.

آقا سید علینقی– گویا وقت می‌گذرد مطالب خوبست نوشته شود.

حاج محمد ابراهیم– اگر رفتید بحضور همایونی و آنچه صلاح دولت و ملت است تحصیل نکردید و همان اشخاص مصدر کار شدند قبول نخواهیم کرد اگر در باب ارومیه اقدامی نمی‌کنند اطلاع بدهند تا خود ملت در صدد دفع بر آیید.

آقا سید عبدالله مجتهد– در اینکه ملت خودشان دفع می‌کنند شبه نیست.

وکیل الرعایا– اگر پول می‌دهند مال خود ما است جان هم جان خود ما است انها فقط اخلال نکنند دیگر کاری نداریم.

آقا سید محمد تقی- فرمایش جناب رئیس اینست که عجاله با این هیئت جناب وثوق الدوله بروند بحضور همایونی.

رئیس- چون خاطر شاه مسبوق نیست حال من هم مقتضی نیست ایشان بروند.

آقا سید عبدالله مجتهد- صحیح است یک نکته در کار است که این دفعه نایب رئیس برود بهتر است (گفتند چون وثوق‌الدوله متعذر شدند جناب حاج امین الضرب بروند.)

حاج سید نصرالله- حاج محمد ابراهیم گفتند که اگر اشخاصی که بحال ملت فائده نداشته باشند و مصدر امور شوند ما قبول نمی‌کنیم بنده عرض می‌کنم که مجلس پیش از اینکه اخطار کند حق ندارد.

آقا سید حسن تقی زاده- اعلیحضرت همین که رئیس الوزرایی را که انتخاب کردند و ان هم هم هیئتی را معین کرد البته ما باید قبول کنیم در این مطلب حرفی نیست چون مجلس گمان می‌کند که از روی دقت انتخاب نشده است بدیهی است که اعلیحضرت اگر چند سال دیگر هم باشد باز معرفی کامل از رجال دولت در حضور همایونی نمی‌شود ما به واسطه گمانی که حاصل شده است عرض می‌کنیم که ظاهرا این انتخاب بر وجه صحت نشده است باز اگر اعلیحضرت فرمودند همین هیئت باشد و اطمینان دادند ما باید قبول کنیم منتهی وقتی که دیدیم نتوانسته از عهده برآیند عزلشان را می‌خواهیم.

حاج سید نصرالله- فرض این بود که مجلس یک اخطار دارد اگر پذیرفته شد فبها والا قصوری از طرف مجلس نشده است.

(صورت لایحه که بایست در حضور همایونی قرائت شود مستشار الدوله نوشته و قرائت شد.)

آقا سید عبدالله مجتهد- باید عرایض صادقانه عرض شود. این لایحه که جناب مستشارالدوله نوشته تعارف است باید صریحا بگویید که اینها قابل نیستند خودتان را گرفتار نکنید این همه زحمت را که کشیدیم محض آن بود که حرف بی پرده زده شود از روی بی ادبی هم نباشد با کمال ادب عرض کنید که از روی دولتخواهانه این هیئت صحیح نیست.

وکیل التجار- در اینکه انتخاب هیئت وزراء با شاه است حرفی نیست ولی وزرایی که انتخاب می‌شوند لااقل باید با اکثر اهل مجلس هم سلیقه باشند و مشروطه‌خواه باشند که کار پیش برود. باید خاطر ملوکانه را باین نکته جلب کرد.

آقا سید عبدالله مجتهد- باید یک کلمه گفت اگر حق نظر به مجلس داده شد که این هیئت صحیح نیست و اگر داده نشد که چرا بی جهت زحمت می‌کشید.

آقا سید حسن تقی زاده- اگر قانونا گفته شود که قبول می‌کنید یا نه نمی‌توانیم بگوییم که قبول نمی‌کنیم ولی عقیده بنده و بلکه اکثر اینست که خواهد آمد روزی که اوضاع طوری بشود که مجلس باید در کلیه امور نظارت داشته باشد مجلس باید لااقل یک امتحانی بکند چیزی که هست قبل از وقت یک توهم را باید از خود دفع کند و آن اینست که اگر یک هیئتی آمدند و مجلس عقیده خود را نگفت اگر پیش رفت نکرد شاید شهرت بدهند که مجلس خیالش موافق نیست و هر روزه یک ایرادی می‌کند عجالتا این انتخاب شده شاید در آن طرف هم اطمینان نباشد و منتظر باشد که مجلس چه می‌گوید مجلس باید عقیده خود را بگوید حال اگر باز گفتند که این هیئت باشد باید قبول کرد با آن ترتیب که شود اعلیحضرت بیایند و معرفی نمایند در عرض یک هفته معلوم می‌شود می‌توانند کاری کنند یا خیر.

حاج سید نصرالله- کمال مبالغه را در باب این هیئت باید بکنید و آنچه صلاح است چیزی فروگذار نکنید.

حاج محمد ابراهیم- من از کسانی هستم که آنها را خائن میدانم نمی‌توانم اطمینان حاصل نمایم.

مستشارالدوله- این لایحه عینا عرض شود یا در ضمن این عرایض بشود؟

حاج سید نصرالله- باید به اقتضای آنجا عرض شود.

محقق الدوله- در باب ارومیه هم آیا چیزی نوشته‌اید یا حضورا عرض می‌شود؟

حاج امام جمعه- باید تلگرافی که رسیده است بحضور همایونی تقدیم نمود و سئوال و جواب کرد.

وکیل التجار- بلکه باید بسط داد که وزیر امور خارجه سابق اقداماتی سیاسی نکرده نکات را باید گفت.

(لایحه سئوالی از طرف حاجی شیخ فضل الله در معنی مشروطیت و حدود و وظیفه مجلس مقدس با جوابی که از طرف مجلس مقدس در این باب داده شده بود قرائت شد.)


[ادای توضیح و نقل لایحه شیخ و جواب مجلس
(منقول از شماره ۱۸۰ مورخ هشتم شعبان ۱۳۲۵ (۲۵ شهریور ۱۲۸۶) روزنامه مجلس):

در نمره ۱۷۶ روزنامه سهوا و اشتباها لایحه مزیور به اسم آقاى آقا حاج شیخ فضل اللّه دامت برکاته نگاشته شده و این سهوى است که از تندنویسان اخبار مجلس مقدس بواسطه اشتهار در خارج ناشی شده، ابدا حین قرائت آن لایحه در مجلس مقدس اظهار نگردید که از طرف ذیشرف جناب آقاى حاج شبخ نوشته باشد.

( صورت سؤالى است که از حوزه مقدسه اسلامیه که در دارالخلافه بهمراهى جناب مستطاب شریعتمدار ثقة الاسلام و المسلمین ظهیر الملة و الدین آقاى صدرالعلما – دامت برکاته – منعقد است بتوسط حجج اسلامیه دامت برکاتهم از مجلس مقدس شوراى ملى شده است:

با کمال توقیر و احترام خدمت وکلاء محترمین مجلس مقدس شوراى ملى زحمت عرض میدهیم از آنجایی که لفظ مشروطه تا به حال در این مملکت مستعمل نبوده، فعلا که این لفظ در السنه دائر است چون مردم این مملکت به استعمال آن مانوس نیستند هر کس این لفظ را طورى معنى میکند و مقصود از این کلمه را بوجهى بیان مینمایند خاصه که این کلمه در اغلب السنه به لفظ حریت و آزادى تردیف می‌شود و بعضى نادانان به اذهان مردم چنین القا میکنند که مراد به حریت و آزادى، حریت مطلقه است و این طور میفهماند که مجلس مقدس در تمام امور مردم دخالت میکند و تا حتی احکام شرعیه را در تحت مشورت گذارده و اهل مجلس عقول خود را در آن مدخلیت میدهند و این القاآت کم کم موجب وحشت بعضى از قلوب شده و پاره‌ای متحیرند، محض رفع وحشت و اطمینان، این دو سئوال که ذیلا عرض میشود جواب داده شود:

اولا معنی مشروطیت چیست و حدود مداخله مجلس تا کجا است و قوانین موضوعه مقرره در مجلس میتواند مخالف با قواعد شرعیه باشد یا خیر؟

و ثانیاً مراد به حریت و آزادى چیست؟ تا چه اندازه مردم آزادند و تا چه درجه حریت دارند؟

ما داعیان که از ابتدا در تاسیس این اساس دخالت داشته‌ایم و سفراً و حضراً در تشیید مبانى این مجلس مقدس بذل جهد کافى کرده‌ایم خواهش داریم که زودتر جواب این دو سؤال را در کمال وضوح مرقوم داشته مرحمت بفرمایید که رفع وحشت قلوب بشود و این الفاظ را بر خلاف مراد حمل نکرده، اسباب فساد نگردد.

داعیان خدام شریعت مطهره


جوابى است که از طرف وکلاء محترم مجلس مقدس شوراى ملى شید اللّه تعالى ارکانه و کثر اعوانه مرقوم شده است

بسم اللّه الرحمن الرحیم

واضح است که مملکت ایران مملکت اسلامى است و شریعت حضرت خاتم انبیاء محمد مصطفى (ص) دائم و مستمر و ناسخ کافه شرایع و آن احکام تغییرناپذیر است. در این صورت ظاهر است که مراد از کلمه «مشروطه» در این مملکت نمى‌تواند چیزى باشد که منافى با احکام شرعیه باشد. پس در جواب آن دو سئوال چنین اظهار مى شود:

معنى مشروطیت، حفظ حقوق ملت و تحدید حدود سلطنت و تعیین تکالیف کارگزاران دولت است بر وجهی که مستلزم رفع استبداد و سلب اختیارات مستبدانه اولیاء دولت بشود. و حدود این مجلس، اصلاح امور دولتی و تنظیم مصالح مملکت و رفع ظلم و تعدى و نشر عدل و تصحیح دوائر وزارتخانه‌ها به عبارت اخرى وظیفه این مجلس این است که به تعاضد افکار، امورى را که قابل مشورت و جرح و تعدیل و تغییر و تبدیل است به وضع قوانین عرفیه و نظارت در اجراء آن مقرون به تسویه و انتظام نمایند. پس دخالت در احکام شرعیه و حدود الهیه که به هیچ وجه قابل تغییر و تبدیل نیست از وظیفه این مجلس خارج و مرجع احکام و امور شرعیه کسانى هستند که حضرت خاتم انبیاء و ائمه کرام علیهم السلام معین فرموده‌اند و ایشان علماى اعلام و عدول مجتهدین عظام هستند و مسلم است که قوانین موضوعه در این مجلس مخالف با قواعد شرعیه نبوده و نخواهد بود. و چنانکه  در قانون اساسى ذکر شده است هر مطلبى که مخالف با شریعت اسلامیه باشد سمت قانونیت پیدا نخواهد کرد.

و مراد به حریت، حریت در حقوق مشروعه و آزادى در بیان مصالح عامه است تا اهالى این مملکت مثل سوابق ایام گرفتار ظلم و استبداد نباشند و بتوانند حقوقى که از جانب خداوندى براى آنها مقرر است مطالبه و اخذ نمایند، نه حریت در باب ادیان باطله و آزادى در اشاعه منکرات شرعیه است که هر کس آنچه بخواهد بگوید و به موقع اجرا گذارد.

محل مهر مجلس محترم


مرقومه مبارکه حجج اسلامیه کثر اللّه امثالهم و ادام اللّٰه اظلالهم و دامت برکاتهم

بسم اللّٰه الرحمن الرحیم

امر از قرارى است که از طرف مجلس مقدس شوراى ملی شیداللّه تعالى ارکانه و کثر اعوانه مرقوم شده است.
از بدایت و آغاز این مسئله هیچ مقصودى جز رفع ظلم که صفحه ایران را مالامال کرده بود نداشتیم و همه وقت مقصود ما و سایر مسلمانان حفظ کتاب مجید الهی و اجراء حدود شرعیه و تعظیم شعائر اسلام بوده و هست.
کدام مسلم و مسلمه احتمال میدهد که کلمه متفقه علمیه با این همه جد و جهد در صدد رفع ظلم و تعدى از افراد اهالى این مملکت باشند و چنین ظلم بزرگی بر شریعت مقدسه اسلام و کلام محکم الهى (الذى لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکم حمید) روا دارند که العیاذ باللّه احکام آن در معرض جرح و تعدیل و تغییر و تبدبل واقع شود؟ بلکه تمام مسلمانان و مخصوص وکلاء محترمین مجلس قدس شوراى ملى احکم اللّه بنیانه جز در صدد تبعیت احکام شرعیه نبوده و نخواهد بود و قوانینی که در آن مجلس محترم وضع میشود فقط در امور عرفیه است و در آن هم رعایت عدم مخالفت با قواعد شرعیه شده و میشود.
فاما الاحکام الشرعیه محفوظة عن التعرض. فان دین اللّه لا یصاب العقول [بالعقول].
پس بر افراد مسلمین لازم است که قدر این نعمت عظمى که بدون سابقه اسباب طبیعیه به توجهات کامله حضرت ولى عصر ارواح العالمین فداه از حضرت رب العزة به بندگان انعام شده است دانسته و اذهان خودشان را به امثال این اوهام مشوش ندارند.

(قال اللّه تعالى انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)

(بسم اللّه الرحمن الرحیم. الاحقر حسین الرضوى القمی عفى عنه)

(و قد حرر عبد الاحقر خادم اخوانه المؤمنین عبداللّه الموسوى البهبهانى)

(محمد ابن صادق الطباطبایى)

دسته‌ها